وجوب اهتمام به دستورات بزرگان و عمل بر طبق آن
17من نمیتوانم از باور خودم دست بردارم، دست بردارم روز قیامت تو جلوی من نیستی، کس دیگر جلوی من است، اگر تو روز قیامت میآمدی میایستادی، میگفتی: باشه من به تو گارانتی میدهم، من به تو تضمین میدهم که روز قیامت هم خودم جلوی تو باشم! بسیار خُب، اصلًا سفید، زرد است، اصلًا قرمز است، اصلًا همه رنگهاست، یاعلی بگذار برو! اشکال نداشت، ولی تو روز قیامت هشتت گرو هجدهات است، بارت و پرونده را گذاشتی روی کولت داری میروی و اعتنایی به من هم نمیکنی، بنده هم زرنگ هستم حواس فردا را دارم، از روز قیامت خبر دارم، به این حرفها تو گول نمیخورم، میدانم تو روز قیامت به فکر اعمال خودت هستی.
آن کسی که روز قیامت باید به او جواب بدهم امامزمان من است میگوید: تو که فهم داشتی چرا آمدی فهمت را کنار گذاشتی؟ تو که علم داشتی چرا علمت را کنار گذاشتی؟ تو که یقین داشتی به چه بهانه و دلیل آمدی یقینت را کنار گذاشتی؟! فردا من باید به امامزمان جواب بدهم نه به تو! هیچی گفتند: این کار را میکنیم، خُب بکن، آن کار را میکنیم، بفرمایید، بالاترش را هم بکنید، هر کاری دلتان میخواهد بکنید، الآن هم میگوییم بکنید.
خلاصه یککلام رفقا مسأله همین است: به آنچه که باور دارید باید عمل کنید، باور ندارید، نه، ایراد ندارد، و از اعتراض و نقد و طعنه و اینها نهراسید، به یقین نسبت به راه و نسبت به مبانی باید پایبند بود، مسأله این است.
اللَهم صلی علی محمد و آل محمد

