نقش شک در مسدود کردن حرکت سالک
6لباسی که میخواهی باهاش نماز بخوانی خب بخوان! کجای اسلام داریم اول لباس را نگاه کن از سر تا پا ببین که یک وقتی جایی لکهای، چیزی نیست، نجاستی، چیزی، اینطرف کن، آنطرف کن، ذرهبین بیاور اینطوری بینداز، بالاخره آن لابهلاها ببیند چیزی پیدا میکند ...، این حرفها چیست آقا؟ این حرفها چیست؟ ما یک همچنین چیزهایی را نداریم، ما یک همچنین مسائلی نداریم، آقا این لباس را میبینی اینجاست بردار بپوش نماز بخوان، خودت را معطل نکن، معطل این مسائل دست و پاگیر نکن، معطل این اموری که تو را از رسیدن به معبود بازمیدارد و به جای رساننده تو را باز میگرداند و به جای حرکتدهنده مانع تو میشود نکن. تو لباس میپوشی برای اینکه با آن لباس بتوانی زی مناسب با تخاطب با پروردگار را به دست بیاوری، خودت را از چشم نامحرم بپوشانی، بعد مشغول نماز شوی، خب نمیشود که همان لباس باعث قطع ارتباط تو با پروردگارت بشود. داری نماز میخوانی باز در دلت شک است من آنجای لباس را ندیدم! من اینطرفش را ندیدم! من آنطرفش را ندیدم! من خوب تحقیق نکردم! من خوب زیر و رو نکردم! لباس را ببینم که آیا همهاش اینطور است! همهاش آنطور است! همه اینها چیست؟ همه اینها امور من درآوردی و مخل به ارتباط بین بنده و بین پروردگار است.
آقا لباس را بگیر تنت کن و دیگر نمازت را بخوان، نماز این حرفها را ندارد، شلوار آنجاست بردار بپوش نمازت را بخوان، لباست را بردار بپوش، در این مطالب که نباید انسان بایستد، نباید توقف کند. ما دیدهایم اینها را که برای یک وضو شش ساعت سر حوض منزل معطل میشود، که یک وضو بگیرد برای نماز، مگر این وضویی که شما میگیری غیر از آن وضویی است که بر پیغمبر نازل شده؟
مگر فرق کرده؟ بر شما جبرئیل جور دیگری وضو نازل کرده که فرق میکند با آن؟ یعنی پیغمبر شش ساعت برای یک وضو صبر میکرد، اینطوری بوده؟ وقتی وضو شش ساعت باشد غسل هم حتما میشود شصت ساعت است دیگر، بخواهد یک غسل بکند سه شبانهروز باید زیر دوش باشد!

