اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم ورود به بارگاه الهی بدون اتکا بر تقوا و دانش

14314
سال 1435
نسخه عربی

لزوم ورود به بارگاه الهی بدون اتکا بر تقوا و دانش

4
  • آقا فرمودند: همین‌که در خود مى‌بینید که گناه از شما سر نمى‌زند بزرگترین گناهى است که قابل بخشش نیست! چنان با موشک گذاشتند یک وقتی با گلوله می‌زنند، یک وقتی با ضدهوایی، یک وقتی همچین با موشک وسط کارش که نفهمید از کجا خورد. همین که احساس می‌کنی که به حالی رسیده‌ای و به مرتبه‌ای رسیده‌ای که گناه از شما دیگر متمشّی نمی‌شود بالاترین گناهی است که قابل بخشش نیست، قابل بخشش نبودن این مسأله مهم است.

  • مرتیکه! آخر آقاجان برو ادب یاد بگیر، برو فرهنگ یاد بگیر، برو پیش اهلش، پیش فنش مطلب بیاموز، همین‌طوری ... آن‌وقت چه می‌گفت، البتّه ما توفیق زیارت ایشان را روز قبلش پیدا کرده بودیم، طُرهاتی داشت شنیدنی، دیروز ما با او خلاصه یک اظهار محبتی کردیم، آن آقا می‌خواست که بله، یک جوری این اظهار محبت با دیدن آقا یک قدری جبران شود، لابد جبران شود که آقا هم بدتر از ما گذاشت در کاسه‌اش.

  • دیگر من گناه نمی‌کنم یعنی چه؟ دیگر گناه از من سر نمی‌زند یعنی چه؟ تو مگر کی هستی که گناه کنی یا نکنی، بابا تو که گوشت را بگیرند دماغت ورمی‌آید، آخر در سن هشتاد سالگی کسی نیستی که اصلًا ثواب و گناه بخواهی [انجام دهی!] آدم به یک جایی برسد، به یک مرتبه‌ای از انانیت برسد، به یک مرتبه‌ای از نفهمی برسد ...، نفهمی هم مراتبی دارد، آخر آدم گاهی اوقات یک کمی نفهم است، گاهی اوقات دو کمی نفهم است، گاهی اوقات خیلی نفهم است، نفهمی هم آخر حدی دارد، علی‌کل‌حال مقول به تشکیک است.

  • اولیاء آمدند بگویند: آقاجان همه چیز از تو است، گناه چیست؟ گناه یعنی در قبال حق ایستادن، در قبال خدا کبریائیت به خرج دادن، در قبال خدا انانیت نمودن، در قبال خدا عرض اندام کردن، در قبال خدا استقلال را پنداشتن: من دیگر گناه نمی‌کنم، دیگر از من معصیت متمشّی نمی‌شود!

  • أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌آیند در بالای قبر سلمان و وقتی که سلمان را دفن می‌کنند دو خط شعر می‌گویند، که با انگشتشان روی خاک می‌نویسند و اثر انگشت روی خاک می‌ماند که: