اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم ورود به بارگاه الهی بدون اتکا بر تقوا و دانش

14314
سال 1435
نسخه عربی

لزوم ورود به بارگاه الهی بدون اتکا بر تقوا و دانش

3
  • دیگر این هم از مظلومیت امام‌حسین علیه‌السّلام است که گیر ماها افتاده و ما با او برای گذران خود و دنیای خود داریم معامله می‌کنیم. این آقا به مشهد آمده بود، از قضا یکی از دوستان مرحوم‌آقا این را آورده بود پیش ایشان، خوشبختانه در آن مجلسی که ایشان بود ما نبودیم! و او را آورده بود که حالا مثلًا آقا ایشان را ببینند و این بالاخره از اهل توسل است، اهل ولاء هست و حالاتی دارد و در گریه و در مصیبت امام‌حسین علیه‌السّلام جیغ می‌زند و ... این هم خودش یک عوالمی است! جیغ زدن، داد زدن این هم خودش یک مرتبه‌ای است! شوخی نگیرید این خیلی مرتبه است! عربده کشیدن، جیغ زدن، بالا و پایین پریدن، اینها همه از مراتبی است! که بالاخره در این گونه مجالس و در اینگونه محافل دست می‌دهد، خُب حال است دیگر، حالا دست خود شخص هست نیست دیگر حالا بماند؛ تئاتر آقا! تئاتر ندیده‌اید؟ این هم یک‌جور است، این هم یک قسم است، منتهی تئاتر با مقدسات، بازی با مقدّسات، بازی با نوامیس عالم خلقت و نوامیس عالم وجود.

  • [این آقا را] آورده بود که آقا ببیند. بنده خدا پدر ما چقدر مظلوم بود از دست یک همچنین افرادی و یک همچنین شاگردانی و یک همچنین ارادتمندانی، گاهی اوقات من فکر می‌کنم می‌بینم واقعاً ایشان مظلوم بودند، یاد این کارهایی که در آن موقع خلق‌اللَه انجام می‌دادند و ایشان هم روی حیا و بزرگواری و کرامت و ... چشمشان را می‌بستند و رد می‌شدند گاهی اوقات که یک مطلبی از اینها به گوششان می‌رسید آنچنان به هم می‌پیچیدند که فشارشان بالا می‌رفت!

  • خُب ما دیگر در جریان این مسائل بودیم، حالا آورده بود که بله، آقا دیگر چشمشان به جمال ایشان روشن شود و استفاده کنند و لابد به خیال خودش متبرک بشوند! یارو آمده آنجا نشسته، رو می‌کند به آقا می‌گوید: الحمداللَه، به فضل خدا به مرتبه‌ای رسیدم که گناه دیگر از من متمشّی نمی‌شود!