اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم ورود به بارگاه الهی بدون اتکا بر تقوا و دانش

14٬411
سال 1435

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند: سرمایۀ من در حرکت به‌سوی تو، فضل توست نه عدالت تو؛ اگر با عدالت با من رفتارکنی من چطور می‌توانم به آن عوالمی که برای خاصّان خودت آماده کرده‌ای برسم؟ 2ـ مرحوم علامه طهرانی به فردی که مدعی بود الحمدلله دیگر گناه از او متمشی نمی‌شود، فرمودند: همین‌ که فکر می‌کنی گناه نمی‌کنی، این خود بزرگترین گناه است. 3ـ گناه یعنی در مقابل خدا ایستادن و عرض اندام کردن. 4ـ امیرالمؤمنین فرمودند: سلمان در حالی از دنیا رفت که چیزی نداشت به خدا عرضه کند و تمام اعمالش را از خدا می‌دید. 8ـ علامه طهرانی می‌فرمودند: امیرالمؤمنین در جنگ صفین چون فرمانده سپاه بودند به‌خاطر تواضع بر قاطر معمولی می‌نشستند. 9ـ پیامبر در جریان فتح مکه منزل ابوسفیان را محل امن قرار داد درحالی‌که می‌توانست مسجدالحرام را مأمن قرار دهد؛ ایشان می‌خواستند با این کار بگویند اینجا که رحمت خدا وارد شده دیگر تو ومنی مطرح نیست و این دین، دین رحمت است. 10ـ مدرکات پیامبر، مدرکات عامیانه نیست، لذا قضاوتش هم متفاوت است. فعل رسول خدا فعل‌اللَه است؛ هم در مقام تکوین و هم در مقام تشریع. 11ـ مرحوم علامه طهرانی می‌فرمودند: همان حکمی که رسول خدا در زمان فتح مکه اجرا کردند و همه را بخشیدند می‌بایست در زمان پیروزی انقلاب نیز اجرا می‌شد. چون با تفکر رسول خدا می‌شود همه را جمع نمود و امنیّت را در نفوس القاء کرد. 12ـ افرادی که در کنار رسول خدا بودند حس می‌کردند زیر آبشار رحمت ایستاده‌اند. 13ـ بزرگان نسبت به حفظ آبروی مؤمن خیلی کوشا بودند. 14ـ امیرالمؤمنین همان چیزی را که در قلب سلمان بود روی قبر نوشتند؛ زیرا سلمان همه چیز را از خداوند می‌دید. 15ـ داستان کسی که شش ماه برای خداوند روزه گرفت و شب‌ها را بیدار بود؛ و بیان این که توفیق انجام این اعمال نیز از فضل خداست و خدا می‌خواهد دل بنده‌اش خوش باشد لذا نمی‌گذارد برای او در این ایام مانعی از اتیان روزه و عبادت پیش بیاید.

لزوم ورود به بارگاه الهی بدون اتکا بر تقوا و دانش

توضیحات:

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند: سرمایۀ من در حرکت به‌سوی تو، فضل توست نه عدالت تو؛ اگر با عدالت با من رفتارکنی من چطور می‌توانم به آن عوالمی که برای خاصّان خودت آماده کرده‌ای برسم؟ 2ـ مرحوم علامه طهرانی به فردی که مدعی بود الحمدلله دیگر گناه از او متمشی نمی‌شود، فرمودند: همین‌ که فکر می‌کنی گناه نمی‌کنی، این خود بزرگترین گناه است. 3ـ گناه یعنی در مقابل خدا ایستادن و عرض اندام کردن. 4ـ امیرالمؤمنین فرمودند: سلمان در حالی از دنیا رفت که چیزی نداشت به خدا عرضه کند و تمام اعمالش را از خدا می‌دید. 8ـ علامه طهرانی می‌فرمودند: امیرالمؤمنین در جنگ صفین چون فرمانده سپاه بودند به‌خاطر تواضع بر قاطر معمولی می‌نشستند. 9ـ پیامبر در جریان فتح مکه منزل ابوسفیان را محل امن قرار داد درحالی‌که می‌توانست مسجدالحرام را مأمن قرار دهد؛ ایشان می‌خواستند با این کار بگویند اینجا که رحمت خدا وارد شده دیگر تو ومنی مطرح نیست و این دین، دین رحمت است. 10ـ مدرکات پیامبر، مدرکات عامیانه نیست، لذا قضاوتش هم متفاوت است. فعل رسول خدا فعل‌اللَه است؛ هم در مقام تکوین و هم در مقام تشریع. 11ـ مرحوم علامه طهرانی می‌فرمودند: همان حکمی که رسول خدا در زمان فتح مکه اجرا کردند و همه را بخشیدند می‌بایست در زمان پیروزی انقلاب نیز اجرا می‌شد. چون با تفکر رسول خدا می‌شود همه را جمع نمود و امنیّت را در نفوس القاء کرد. 12ـ افرادی که در کنار رسول خدا بودند حس می‌کردند زیر آبشار رحمت ایستاده‌اند. 13ـ بزرگان نسبت به حفظ آبروی مؤمن خیلی کوشا بودند. 14ـ امیرالمؤمنین همان چیزی را که در قلب سلمان بود روی قبر نوشتند؛ زیرا سلمان همه چیز را از خداوند می‌دید. 15ـ داستان کسی که شش ماه برای خداوند روزه گرفت و شب‌ها را بیدار بود؛ و بیان این که توفیق انجام این اعمال نیز از فضل خداست و خدا می‌خواهد دل بنده‌اش خوش باشد لذا نمی‌گذارد برای او در این ایام مانعی از اتیان روزه و عبادت پیش بیاید.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

لزوم ورود به بارگاه الهی بدون اتکا بر تقوا و دانش

3
  • دیگر این هم از مظلومیت امام‌حسین علیه‌السّلام است که گیر ماها افتاده و ما با او برای گذران خود و دنیای خود داریم معامله می‌کنیم. این آقا به مشهد آمده بود، از قضا یکی از دوستان مرحوم‌آقا این را آورده بود پیش ایشان، خوشبختانه در آن مجلسی که ایشان بود ما نبودیم! و او را آورده بود که حالا مثلًا آقا ایشان را ببینند و این بالاخره از اهل توسل است، اهل ولاء هست و حالاتی دارد و در گریه و در مصیبت امام‌حسین علیه‌السّلام جیغ می‌زند و ... این هم خودش یک عوالمی است! جیغ زدن، داد زدن این هم خودش یک مرتبه‌ای است! شوخی نگیرید این خیلی مرتبه است! عربده کشیدن، جیغ زدن، بالا و پایین پریدن، اینها همه از مراتبی است! که بالاخره در این گونه مجالس و در اینگونه محافل دست می‌دهد، خُب حال است دیگر، حالا دست خود شخص هست نیست دیگر حالا بماند؛ تئاتر آقا! تئاتر ندیده‌اید؟ این هم یک‌جور است، این هم یک قسم است، منتهی تئاتر با مقدسات، بازی با مقدّسات، بازی با نوامیس عالم خلقت و نوامیس عالم وجود.

  • [این آقا را] آورده بود که آقا ببیند. بنده خدا پدر ما چقدر مظلوم بود از دست یک همچنین افرادی و یک همچنین شاگردانی و یک همچنین ارادتمندانی، گاهی اوقات من فکر می‌کنم می‌بینم واقعاً ایشان مظلوم بودند، یاد این کارهایی که در آن موقع خلق‌اللَه انجام می‌دادند و ایشان هم روی حیا و بزرگواری و کرامت و ... چشمشان را می‌بستند و رد می‌شدند گاهی اوقات که یک مطلبی از اینها به گوششان می‌رسید آنچنان به هم می‌پیچیدند که فشارشان بالا می‌رفت!

  • خُب ما دیگر در جریان این مسائل بودیم، حالا آورده بود که بله، آقا دیگر چشمشان به جمال ایشان روشن شود و استفاده کنند و لابد به خیال خودش متبرک بشوند! یارو آمده آنجا نشسته، رو می‌کند به آقا می‌گوید: الحمداللَه، به فضل خدا به مرتبه‌ای رسیدم که گناه دیگر از من متمشّی نمی‌شود!

/ 380