اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنا و اهمیت تنجز در سلوک

14429
سال 1435
نسخه عربی

معنا و اهمیت تنجز در سلوک

6
  • قرآنی که می‌خوانیم برای این که در آن دنیا پاداشش چه خواهد شد، نمی‌دانم در هر آیه‌ای که خوانده می‌شود همان‌طوری که در روایت داریم شجری روییده خواهد شد، هر چه لااله‌الّااللَه بگوید در قیامت برای او، در بهشت درختی خواهد بود و امثال ذلک، این درخت الآن در وجود او می‌روید، نه‌اینکه در روز قیامت بروید، در این نکته ما غفلت داریم. خب ما نماز می‌خوانیم برای اینکه خداوند فرموده است! حوری و غلمان و نِعم وعده داده است دیگر.

  • این یا اینکه وقتی بزرگان می‌فرمایند البته مضمون روایت هم نسبت به این قضیه داریم، روایاتی در این زمینه داریم وقتی قرآن می‌خوانیم باید تصوّر کنی که قاری این قرآن خودت هستی، خودت داری این آیات را می‌خوانی یعنی این آیات آمده در وجود تو و مستقر شده و تو داری از وجود خودت این آیه را تلاوت می‌کنی. قاری را خود و مستمع را دیگری قرار بده، این معنا معنای قرآن خواندن است، همان‌طوری که قرآن بر پیغمبر نازل می‌شود و پیغمبر صلی اللَه علیه و آله این آیات را می‌خواند یعنی آیاتی که در وجود او نقش بسته، حقیقتش در وجود او تکوّن پیدا کرده، نه فقط این الفاظ صاد و ضاد و طین و ذال و اینها. حقیقت این آیات، آن واقعیتش، آن عالمی که این آیات حکایت از آن عالم می‌کنند، آن مفاهیمی که این آیات و الفاظ جنبه حکایی از آن مفاهیم را دارند، آن مفاهیم در وجود پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله است و بعد می‌آید آن مفاهیم را با این الفاظ به مردم القا می‌کند، درست؟ مردم باید چه تصوّر کنند؟

  • مردم باید تصوّر کنند پیغمبری آمد و این آیات را برای آنها خواند، آنها هم حفظ کنند. پیغمبر این‌طور گفت ما هم این‌طور می‌گوییم! نه، مردم باید همین معانی را که پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله از وجود خود با این الفاظ القاء کرده است و آنها روی پوست آهو نوشتند، روی نمی‌دانم چه و چه، همین معنا را در وجود خود حفظ کنند و این معانی را در وجود خود تثبیت کنند و حک کنند و در مقام نماز یا در مقام قرائت قرآن از وجود خود بازگو کنند، یعنی چه؟ یعنی قرآن بر تو نازل شده، بر تک تک شما این قرآن نازل شده، پیغمبر یک آینه بود، بالأخره ما این وسط یک آینه می‌خواهیم، اینجا یک واسطه می‌خواهیم. خدا که نمی‌گوید به تک تک افراد وحی کنید، وحی کار دارد عزیزم، رفتن غار حراء دارد، کدام یک از ما بلند شدیم غار حراء که هیچ ...، یکی دو قدم می‌رویم می‌گوییم آخ پایمان درد گرفت برمی‌گردیم خانه، حالا پیغمبر صلی اللَه علیه و آله چهل روز چهل روز در غار حراء ... وحی کار دارد، سرما دارد، بیداری شب تا صبح دارد، عزلت دارد، مجاهده دارد، مراقبه دارد، هزار تا فوت و فن دارد.