اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنا و اهمیت تنجز در سلوک

14429
سال 1435
نسخه عربی

معنا و اهمیت تنجز در سلوک

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللّعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  

  • وَانَا یا سَیدِى عَائِذٌ بِفَضْلِک هَارِبٌ مِنْک الَیک مُتْنَجِّزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ احْسَنَ بِک ظَنّاً

  • ای سید و مولا و آقای من، من به فضل تو پناه می‌برم و در فضل تو پناهنده می‌شوم و از تو به سمت تو و به سوی تو در شتاب و در گریز می‌باشم و به آن وعده‌ای که به آن افرادی که حسن ظن به تو دارند دادی که از گناهان آنها درمی‌گذری و از خطاهای آنها چشم پوشی می‌کنی، من به این وعده تو متنجّز و پایبند هستم و این را واقعی می‌دانم. تنجّز یعنی به مرتبه واقعیت و به مرتبه عینیت رسیدن، تکالیفی که خداوند برای انسان معین کرده است مراتبی دارد، مرتبه ملاکات داریم، مرتبه انشاء داریم، مرتبه فعلیت داریم و آخرین مرتبه مرتبه تنجّز است، بعضی‌ها هم این فعلیت و تنجّز را پس و پیش نقل کردند، تنجّز یعنی به مرتبه عینیت رسیدن، که دیگر باید انسان آن فعل را انجام بدهد باید انسان به این مسئله پایبند شود و یا اینکه در مورد منهیات باید دست بردارد. در مورد دزدی که حرام است ولی تا وقتی که انسان در اینجا نشسته مورد این دزدی برای انسان هنوز پیش نیامده است ... یک وقت گفتند که آقا مگر می‌شود در حرم ائمّه شیطان باشد، گفتم چرا نمی‌شود؟ پس این دزدی‌هایی که در حرم ائمه می‌شود، این دزدی‌ها را جبرئیل می‌کند؟! دزدی‌ها را شیطان می‌کند دیگر! در همین حرم امام رضا علیه‌السلام چقدر دزدی می‌شد، در حرم موسی بن جعفر علیه‌السلام دست در جیب خود من کردند، در حرم موسی بن جعفر به او گفتم برو کاریت نداریم ولی دیگر از این کارها نکن، از موسی بن جعفر علیه‌السلام خجالت بکش.

  • در حرم موسی بن جعفر علیه‌السلام هم که معلوم است شیطان است، آنجا هم شیطان است همه جا هست و آنجا هم دست برنمی‌دارد، حالا یک وقتی دزدی اصلًا برای انسان تنجّز ندارد یعنی عینیت ندارد، یعنی مورد ندارد، آدم نشسته در منزل خودش، با اینکه سرقت حرام است دزدی حرام است، غشّ در معامله حرام است، تقلّب حرام است، کذب حرام است ولی خب کسی نیست که انسان بخواهد به او دروغ بگوید، آدم به خودش که دروغ نمی‌گوید، باید یک کسی باشد که انسان به او دروغ بگوید. یا فرض کنید که در آن موقع معامله‌ای نمی‌کند که بخواهد غشّ در معامله بکند، با اینکه غشّ در معامله‌حرام است ولی وقتی که آمد در بازار درب دکانش را باز کرد، درب دفترش را باز کرد، درب مطبش را باز کرد و بعد مواجه شد با آن مورد که می‌تواند غشّ کند یا دروغ بگوید یا خیانت کند آن موقع می‌گویند این حکم تنجّز پیدا کرده؛ یعنی الآن تازه عینیت پیدا کرده، الآن انسان یک مرتبه را می‌بیند که می‌تواند با یک دروغی که دارد به طرف می‌گوید این‌قدر سود ببرد، شیطان می‌گوید بابا بکن معامله است دیگر! ول کن بابا این حرف‌ها را، همه دارند این کارها را می‌کنند تو هم بکن، بالاخره خدا بعد می‌بخشدت، برو یک توبه کن، توجه کردید؟!