معنا و اهمیت تنجز در سلوک
16انشاءاللَه امیدواریم خداوند متعال ما را از نعمت فهم و ادراک این مطالب محروم نکند و بیش از پیش نسبت به رسیدن به این حقایقی که این بزرگان، این اولیا، این افراد خاصان درگاهت که آمدند با این عبارات، با این مناجاتها، با این ادعیه و با این مضامین به ما نشان بدهند، موفق کند.
واقعاً اگر انسان در همین فقرات دعای ابوحمزه تدبّر کند دیگر هیچ نمیخواهد، هیچ دستور سلوکی دیگری نمیخواهد، هیچ کتاب دیگری نمیخواهد، همین دعای ابوحمزه را بگیرید و دقّت کنید که منظور امام علیهالسلام چه بوده، در این عریضهاش با خدا چه میخواهد بگوید، هی نگوییم اینها را ائمه گفتند و فقط یک شب ماه رمضان چند فقره بخوانیم ثواب دارد و کارت بزنیم. نه، بالأخره اینها را ائمه برای ما گفتند، اینها را ائمه برای امروز و امشب ما گفتند، که ما امروز بیاییم دور هم بنشینیم و ببینیم که چه خاکی به سرمان کنیم؟ چه دردی داریم که بخواهیم به چه نحوی دوا کنیم، دردمان را بشناسیم، دوا را بشناسیم، راهی را که نشان دادند آن راه را بپیماییم و چطور اینکه دیگران هم همین راه را پیمودند و به نتیجه رسیدند، واللَه و باللَه و تاللَه من شاهد هستم که آن مرحوم علامه تهرانی که در نظر شما است، آن سید هاشم حدّادی که در نظرتان است، آن سید علی قاضی همینها را خواندند و به همینها عمل کردند، و در صحبتهایشان همین فقرات را میگفتند و در مطالبشان با دوستان همین مسائل و همین مضامین را میآمدند مطرح میکردند و به آنها عمل میکردند. خب شدند، آن یکی شد قاضی، این یکی شد حدّاد و یکی هم شد علامه تهرانی و بقیه هم بشوند، راه همین است و انسان سرش را نباید در برف بکند، چیزی را که فهمید باید به آن ترتیب اثر بدهد.
انشاءاللَه امیدواریم که خداوند ما را موفّق کند به اینکه به این مطالب و مضامین جامه عمل بپوشانیم و از برکات و الطاف غیبی خود ما را متمتّع کند.

