اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنا و اهمیت تنجز در سلوک

14429
سال 1435

معنا و اهمیت تنجز در سلوک

13
  • خدا هم همین‌طور است، ما هم مثل خدا هستیم، همین اوصاف! همان‌طور که ما خوشمان می‌آید که مردم نسبت به ما حسن ظن داشته باشند. اگر بگویند این فلانی را رها کن، اصلًا اعتنا نمی‌کند، این فقط دنبال کار خودش است. می‌گوید وقتی طرف [نسبت به ما این طور] رفتار می‌کند، حالا خیلی کاری بکنیم این کار را برایش انجام می‌دهیم اما اضافه دیگر نه! یا فلانی را رها کن خیلی خودش را برای ما می‌گیرد و چه و چه می‌کند، فلانی را رها کن این فلان کار را می‌کند. وقتی انسان این سوء ظن را احساس بکند که کسی نسبت به او دارد، طبعاً او هم نسبت به او یک همچنین حالی پیدا می‌کند. اما اگرانسان احساس کند که رفیقش به او حسن ظن دارد، برداشتش برداشت دیگری است، تعلّق خاطرش تعلّق خاطر دیگری است، ارتباطش ارتباط دیگری است، خود به خود نمی‌تواند این مسئله را ندیده بگیرد.

  • خدا هم همین‌طور است، خدا می‌خواهد بنده‌های مؤمنش نسبت به او حسن ظن داشته باشند. بابا یک خدایی داریم، یک بزرگی داریم، یک کوچکی داریم، یک مولایی داریم، یک بنده‌ای داریم، یک آقایی داریم، یک حساب و کتابی داریم، خدا می‌گوید تو به همه مخلوقات من حسن ظن داری غیر از من؟ پیش هزار نفر نود درجه خم می‌شوی و پیش این و آن می‌روی، این مخلوقات من کارهایت را انجام می‌دهند، پس چه‌وقت یاد من می‌کنی؟ چه‌وقت توجّهت به من است؟ چه‌وقت توجّهت به من است؟ چه‌وقت سراغ من می‌آیی؟ تو نمی‌دانی که هر اثری که از آنها تراوش بکند به خواست من است؟ این را نمی‌دانی؟ نمی‌دانی آن کسی که الآن دارد برای تو این کار را انجام می‌دهد، من در سرش انداختم که بیاید کار تو را انجام دهد آن‌وقت از من غفلت کردی؟ خیال کردی که آره رفتیم پیش فلانی، فلانی بلند شد این کار را کرد! خب بنده خدا، اگر خدا در سرش نمی‌انداخت که این کار را برای تو انجام نمی‌داد، می‌گفت برو آقا، در را ببندید، جلسه داریم، وقت ملاقات نداریم، فعلًا بفرمایید، مگر نمی‌گویند؟ خب می‌گویند. آن اصل را رها کردی و آمدی به افراد دیگر، این می‌شود چه؟ می‌شود سوء ظن.