معنا و اهمیت تنجز در سلوک
4این مسئله، مسئلهای است که از نظر سلوکی یکی از کلیدهای اصلی سلوک انسان است که انسان نسبت به راهش متنجّز باشد، حالا برویم ببینیم چه خبر است فایدهای ندارد، حالا اینجا را هم سر بزنیم، جای دیگر رفتیم، هیئتهای دیگر رفتیم، مساجد دیگر رفتیم، تکیههای دیگر رفتیم، پای صحبتهای دیگر هم نشستیم، افراد دیگر را هم دیدیم، فلان آقا، فلان شخص، تألیف و مقاله فلان مؤلّف را هم دیدیم، یک سری هم به اینجا بزنیم، نه مثل اینکه اینجا بدک نیست حالا یک چیزهایی هم گفته میشود، این فایدهای ندارد. به عنوان مقدمه خوب است، ولی نه به عنوان استمرار و مداومت که آدم همیشه تا آخر در حال ببینیم چه میشود باشد.
اینقدر مرحوم آقا تأکید داشتند، اینقدر تأکید داشتند و به ما تأکید میکردند که زود افراد را نپذیرید، زود افراد را دعوت نکنید، زود هر کسی را پای این سفره نخوانید! این سفره پهن شده ولی باید فرد گرسنگی داشته باشد تا گرسنگی نباشد که نمیتواند پای سفره بنشیند، همینطور بنشیند نگاه میکند، این را بخورم یا آن را بخورم، این خوب است برایم یا آن، ولی آدم گرسنه وقتی که میآید دیگر نگاه به اینکه این خوب است و آن خوب است ندارد. من این مطالبی را که خدمت رفقا عرض میکنم تجربه عینی خودم در ارتباط با مرحوم آقا و اساتیدشان هست، ایشان اینجور با اساتیدشان برخورد داشتند، مثل یک آدمی که هفت سال در قحطی بوده باشد، مثل اینهایی که اعتصاب میکنند، اعتصاب غذا، اعتصاب آب، ده روز، بیست روز، نمیدانم چقدر، همینطور گشنه میمانند، ضعیف میشوند، لاغر میشوند، بعد یک مرتبه که میخواهد سر یک سفرهای بیاید و یک غذایی [بخورد]، این شخص چه حالتی دارد؟ نفس نسبت به خوردن این غذا، دیگر از گرسنگی هم بالاتر است، اصلًا این دیگر یک مرتبه خیلی بالاتر از این حرفها است.
این قضیه در مورد تشنگی خیلی برای انسان محسوس است، شاید برای هر کسی اتفاق افتاده که در یک برههای به یک مرتبه مافوق تشنگی میرسد. برای خود من اتفاق افتاده که اصلًا حالت تشنگی را رد کردم و از عطش بیحال شدم و تشنگی اصلا یادم رفت؛ یعنی مرتبه تشنگی را رد کردم، وقتی آدم به یک آب میرسد انگار به سرچشمه حیات رسیده است، مرحوم آقا در ارتباط با بزرگان و صحبت آنها و شنیدن کلام آنها یک همچنین حالی را داشتند، گاهی اوقات خب آن موقعها مثل همیشه ما یک خرده شیطان هم بودیم و از الآنمان یک خرده شیطانتر بودیم! در حال اینها میرفتیم، بالأخره در کارهای اینها سرک بکشیم که چه خبر است و چه اوضاعی است؟ من توجّه ایشان به اساتیدشان را به نحوی مشاهده میکردم که شاید اگر در کنارشان یک قضیه اتفاق میافتاد، متوجّه نمیشدند.

