اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی

13972
سال 1435
نسخه عربی

ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی

8
  • بندگانی که خدا را شناختند اینها از آن اوّل می‌روند سراغ این صفت، خدایا ما با عدالتت کاری نداریم، عدالت را نسبت به هر کسی می‌خواهی انجام بده بده، ما کاری نداریم. با ما به عدالتت رفتار نکن، ما کاری به عدالتت نداریم. عادل هستی بسیار خُب عادل هستی به جای خود، ما نمی‌گوییم نیستی، ولی آیا فضل داری یا نداری، خودت را هم که به فضل متصف کردی، فضل یعنی اضافه بر عدالت که مرتبه مرتبه کرامت است.

  • چقدر خوب است که انسان متصف به صفت فضل بشود، نه متصف به صفت عدل، خُب انسان باید متصف به صفات الهی بشود، باید انسان متسمی به اسماء اللَه شود دیگر، تا اینکه بتواند در آن مجرای فیض آن صفت و آن اسم بتواند این هم قرار بگیرد. ممکن است در این دنیا شخصی باشد عادل باشد، عدالت دارد، شخص عادل شخصی است که حق را به حق، و ظلم را به همان مقدار پاداش می‌دهد نه کم و نه زیاد. خُب این صفت، صفت عدل است می‌گویند: مؤمن باید عادل باشد یعنی همین. گناه کردن یعنی بر خلاف عدل عمل کردن، ظلم کردن یعنی بر خلاف عدل عمل کردن، دروغ یعنی برخلاف عدل سخن گفتن، خیانت برخلاف عدل عملی را انجام دادن، که اینها همه برخلاف عدالت است.

  • این مسائلی که مربوط به تقلید و جواز تقلید و اینها هست که مجتهد بایستی که عادل باشد، متصف به اوصاف حمیده و ... باشد، که خُب در آن اختلاف هست که بعضی‌ها گفتند: منظور از صفاتی که در آثار و روایات است منظور صفت، صفت عدالت است ولی بعضی‌ها گفتند: مافوق عدالت است، که خُب این مطالبش در همان رساله اجتهاد و تقلید مرحوم‌والد رضوان‌اللَه‌علیه که اخیراً پخش شد و منتشر شد این مطالب در آنجا ذکر شده است و ایشان مطالب را در آنجا فرموده بودند.

  • صفت فضل این است که اضافه بر این مطلب انسان عمل کند. شخصی یک کارگری را در منزل بیاورد با او هم باید طی کند از اوّل چقدر می‌گیرد، وقتی که می‌خواهد حقش را بپردازد بگوید بیا این حقّت و بعد یک چیزی هم اضافه به او دهد. اگر همان مبلغ را که طی کرده بدهد خُب این عدل است، از اوّل این‌قدر گفتی و بعد هم این‌قدر به او بدهد، ولی یک چیزی اضافه بدهد تا دلش خوشحال شود. در روایات داریم وقتی که از یک شخصی قرض می‌گیرید موقع اداء قرض یک چیزی را اضافه بدهید، نه از باب ربا، اگر آن جنبه، جنبه الزامی باشد خُب آن رباست، و حرام است. نه، از پیش خودتان، صدهزار تومان قرض کردید حالا یک ماه گذشته و می‌خواهید پس می‌دهید، البته مسأله تنزل ارزش مالیه [و افت بواسطه تورم‌] نیز آن یک مطلب دیگر است که انسان باید در موقع اداء قرض لحاظ ارزش مالیه آن مال و دِین را بکند. در اینجا نفس همان تعداد و کمّیت آن دِین که در ابتدا آن را استقراض کرده است منظور است، آن به جای خود، ولی اضافه بر آن دادن مستحب است.