ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی
7همه جا رفته و گردش کرده و منظومه شمسی را طی کرده فقط به تنها کسی که فکر نکرده آن خدایی است که جلویش ایستاده دارد ... وقتی که میخواهد این بالا رود خدا به ملائکه میگوید که: این شخص غیر از من را [در نماز شریک کرده] عدالت خدا اینجاست، أمیرالمؤمنین علیهالسلام به خدا عرضه میدارد: خدایا با فضل خودت با من رفتار کن نه با عدل، تازه او این حرفها را میزد، او این حرفها را میزد! به این ملائکه خدا میگوید: من خوب شریکی هستم برای شریک خودم، اوشریک قرار داده دیگر، فکر همه چیز کرده غیر از ما، برای ما هم یک اللَهاکبر گذاشته، من سهم خودم را هم به همان شریکهای خودم میبخشم، عمه باشد، خاله باشد، رفیق باشد، توپ در دروازه باشد، صاعقه فلان جا باشد، نخست وزیر تایلند باشد، رئیسجمهور کامبوج باشد، هر کوفتی بخواهد باشد! اینها همه شریک است دیگر، فکر اینها را کرده، نخستوزیر کجا چه شد؟ نمیدانم خرابکاری کرد، رئیسجمهور فلان جا فلان خلاف را کرد، آن وزیر فلان آن کار را کرد وکیل فلان فلان کرد.
من سهم خودم را به اینها میدهم، این نماز را بروید و بر سر این بکوبید و بگویید که این مبارک خودش باشد. این میشود عدالت یکی بود آدم خوشمزهای بود میگفت: من وقتی نماز میخوانم از آنجایی که هستم فرار میکنم چون میترسم همان نمازتوسط ملائکه روی سرم بخورد، جا خالی میدهم تا اینکه ملائکه آن را روی سرم نزنند، میروم یکخرده آنطرفتر، دوسهمتر ...! من سهم خودم را به او میدهم، این میشود عدالت، عدالت خدا این است. خلاف میکنی عدالت چیست؟ خلاف است، کار خوب میکنی این در مقابلش. این برای این مسأله است، این قضیه یکطرف دیگر دارد و آن عبارت از فضل خداست، یک صفتی خدا دارد که صفت، صفت فضل است، یعنی کرامت، بخشش، افزونی، زیاده، خارج از آن حق و خارج از استعداد و قابلیت، این صفت، صفت خداست.

