اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی

13972
سال 1435
نسخه عربی

ضرورت اهتمام عملی ، جهت وصول به لقاء الهی

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین‌

  • واللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  

  • «وَانَا یاسَیدى عائِذٌ بِفَضْلِک هارِبٌ مِنْک الَیک مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ احْسَنَ بِک ظَنّاً»

  • ای مولای من، من به فضل و کرم تو پناهنده می‌شوم و پناه می‌برم، و از تو به سمت تو شتاب می‌گیرم، و جهش می‌نمایم و آنچه را که وعده دادی از گذشت و چشم‌پوشی نسبت به کسانی که حسن‌ظن به تو دارند، من نسبت به این وعده متنجز و پایدار هستم، و پابرجا و باورمند هستم» اینها همه یک معنا دارد.

  • خُب دیشب عرض کردیم که: این فقره «یا سیدی عائذ بفضلک ...» مقصود و منظورش چیست: که خدایا من به فضل تو پناه می‌برم! چرا به عدل تو پناه نبرم؟ مگر خدا عادل نیست؟ و ما چرا با این صفت به خدا باید پناه ببریم، و پناهنده بشویم و فضل خدا را باید مستمسک قرار بدهیم برای امور خود و سراغ عدل خدا نرویم؟ چون خدای متعال عادل است، و هر چیزی را در جای خود قرار می‌دهد، اگر کسی خوبی کند او را پاداش به خوبی می‌دهد و اگر بدی کند پاداش به بدی خواهد داد، این معنا معنای عدل است.

  • خُب اگر قرار بر این باشد، ما هم به خدا به عدل او پناه ببریم و خدا را با جنبه عدالتش نگاه کنیم، چون خدای متعال دارای صفات مختلف است، هم عدالت دارد، هم قاهر است و قهر دارد، قهّار است، هم کبریائیت دارد، هم رأفت و عطوفت دارد، رحمانیت دارد، رحیمیت دارد، خدا صفات مختلف دارد دیگر: {وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‌ فَادْعُوهُ بِها}1؛ خدا دارای اسماء مختلفه حسنی است خدا را با این اسم بخوانید، با این اسماء بخوانید طلب کنید» و هر اسم یک کاری از او برمی‌آید، یک اثری از او متراوش است، و در اینجاست که خُب طبعاً افراد و ارباب ذکر و ارباب ورد نسبت به اسامی پروردگار عنایات خاصی دارند، و برای مسائل و حالات و قضایای مختلف، از آثار اسامی مختلف پروردگار بهره می‌گیرند. و هر اسم طبعاً دارای یک خاصیتی است، دارای یک جهتی است، دارای یک اثری است، حتّی اضافه کردن یک واو در یک ذکر و در یک ورد اثر آن ذکر را تغییر می‌دهد. یعنی به این کیفیت مسأله تفاوت می‌کند. و شرائطی که دارد اینها همه إن‌شاءاللَه اگر فرصت پیدا کردیم و توفیق پیدا کردیم در شب‌های مجالس عنوان وقتی که به مسأله ذکر رسیدیم تفصیلاتش را در آنجا در حدود سعه و استعداد و قابلیت ظروف عرض می‌کنیم، خصوصیت اسماء را و آثاری که مترتب بر این اذکار و بر اوراد هست و اینکه انسان از سر خود نمی‌تواند مشغول به هر ذکری و به هر وردی شود و از پیش خود اشتغال به اینها داشته باشد، اینها خُب در جای خود إن‌شاءاللَه خواهد آمد.

    1. الأعراف، ١٨٠