کیفیت معاملۀ سالک با خدا
17الآن که من میگویم خب رفقا یک ذهنیتی کردند که دیگر ما کارها را به خدا میسپاریم. نه، این اعتباری میشود، باید از درونمان بدانیم ما صفر هستیم، نه اینکه بگوییم خدایا تو بزرگی به عدل، خب حالا ما بزرگواری میکنیم میبخشیم، میگوییم که نه کاری انجام ندادیم و مثلًا خدا هم میگوید که نه آقا! همان برای خودت. واقعاً برنامه را کنار بگذاریم، معامله با خدا را کنار بگذاریم، عدالت را با خدا کنار بگذاریم، آن قسم که امام ما دستور داده است، امام سجاد علیهالسلام به ما دستور داده است، امیرالمؤمنین علیهالسلام دستور داده، آن نحوهای که اینها با خدا معامله کردند و اینها با خدا تخاطب کردند و اینها با خدا برخورد کردند؛ بیاییم از اینها یاد بگیریم.
دیگر چیزی نبود که در دنیا انجام ندهند ولی گفتند خدایا ما صفر هستیم. واقعاً وقتی که نگاه کنیم به کارهای امیرالمؤمنین علیهالسلام، به رفتارش نگاه کنیم، آدم هنگ میکند یعنی اصلًا به طور کلّی میماند، که اصلًا ما میتوانیم یک همچنین کاری انجام بدهیم! این کارها را میکند و اینطور با خدا صحبت میکند. این امام سجّاد علیهالسلام در این دنیا اینطور برخورد میکنند رفتارشان این است، عبادتشان این است، ما کجا این حرفها هستیم، اینها اینطور هستند و وقتی با خدا برخورد میکنند میگویند: خدایا ما این هستیم و آن هستیم و راست هم میگویند، اینها با خدا شوخی ندارند؛ یعنی چقدر اینها در ارتباط با ما صادق هستند، شما بگویید هزار برابر با خدا صادقترند، یعنی آنقدر که این ائمّه در ارتباط با مسائل اجتماعی، صدق و عین صدق و عین صفا و عین لطف و عین کرامت هستند وقتی که با خدا میخواهند صحبت کنند، دعا کنند، حاجتشان را عرض کنند هزار برابر صادقتر از آنچه که با ما دارند ارتباط برقرار میکنند با خدا هستند، ولی ما خیال میکنیم این ادعیه همه شوخی است، برای این است که خلاصه یک نحوه به ما یاد بدهند!

