اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت معاملۀ سالک با خدا

14016
سال 1435

کیفیت معاملۀ سالک با خدا

11
  • خب این یک دریچه از آن دریچه‌ها هست، آن را که ما از بزرگان شنیدیم مسائل و جلوه‌هایی که پروردگار از خود به بندگان خاصّ خود افاضه می‌کند به نحوی است که اگر آن افاضه بشود، تا زمان وجود دارد و تا شخص بقاء دارد به این جمال‌ها نگاه نمی‌کند، به چیزی مثل حور العین، این که چیزی نیست حالا. به او اصلًا توجه نمی‌کند، به او اصلًا نگاه نمی‌کند و او باید تازه به دنبال بیاید، حالا آنجا چه خبر است، آن چه نحو از جمال است و آن چه نحوه از نعمت و افاضه است که اصلًا قابل تصوّر نیست و قابل گفتن نیست.

  • آن‌وقت این بزرگان، این اولیاء، این عرفا با یک همچنین حال و هوایی می‌آمدند با ما حرف می‌زدند، با ما نشست و برخاست می‌کردند، با ما صحبت می‌کردند و وقتشان را می‌آمدند با امثال ما می‌گذراندند، تصوّر می‌کنید؟ وقتی خواجه می‌فرماید: من که ملول گشتمی. من که ملول گشتمی یعنی نمی‌خواهم ببینم، نمی‌خواهم نگاه کنم، نمی‌خواهم توجّه کنم؛ از نفس فرشتگان، من یک همچنین وضعیتی دارد، حال پیغمبر صلی اللَه علیه و آله را می‌گویدها! خودش هم در یک همچنین وضعیتی هست، حال پیغمبر صلی اللَه علیه و آله را دارد می‌گوید که در غار حراء وقتی که با خدای خود خلوت می‌کند و چهل روز، چهل روز عزلت می‌گزیند و فقط خود با خدای خود در آن غار همین‌طور روز را به شب و شب را به روز می‌گذراند یک همچنین شخصی از نفس فرشتگان هم ملول است و ملالت پیدا می‌کند و می‌خواهد منحصراً منمحی در ذات اقدس الهی باشد و تنازل به اسماء و صفات هم در قالب این جمال‌های عجیب که یک ذره‌ای از آن جمال‌ها را اگر به همه عالم پخش کنند هر کدام آنها یک یوسف یعقوب خواهند شد، نمی‌کند و از آنها برای او ملالت پیدا می‌شود.