کیفیت معاملۀ سالک با خدا
3اگر حالا ما بیاییم در مقابل خدا بایستیم و بگوییم نخیر، خدایا تو در روز قیامت با عدالتت با ما برخورد کن! مگر یکی از صفات تو عدل نیست، با عدالتت با ما برخورد کن، ما بیشتر نمیخواهیم، خدا هم میگوید خیلی خب حالا که خودت خواستی ما هم با عدالتمان برخورد میکنیم، آنوقت دیگر قشنگ چنان مو را از ماست بیرون میکشیم که نفهمی از کجا خوردی!
خدا رحمت کند گذشتگان را، بزرگان و گذشتگان را، یکی از بزرگان از دوستان مرحوم آقا مرحوم آقا شیخ اسماعیل ملایری بود خدا بیامرزدش مرد فاضلی بود، همین شخصی که جامع احادیث شیعه مرحوم آقای بروجردی را ادامه دادند و تحقیقاتشان را به سرانجام رساندند، چون جامع احادیث شیعه کار مرحوم آقای بروجردی بوده است. ایشان میگفتند که آن روزهای آخر یا ساعات آخر عمر مرحوم آقای بروجردی من بر سر بالین ایشان بودم، به اتفاق چند نفر دیگر از دوستان از جمله مرحوم آقا شیخ محمد حسن نوری آقا شیخ محمد حسن نوری از دوستان مرحوم آقا بود و مرد خوبی بود خدا رحمتش کند بسیار خوش نفس بود ایشان میگفت که ما بر سر بالین ایشان بودیم دیدیم ایشان خیلی مضطرب و ناراحت است و همینطور ای وای میگوید، ای وای! ای وای! عمر رفت! ببینید چقدر مسئله مهم است، این ای وایها چه موقع برای انسان پیدا میشود، آن لحظات آخر، آن ساعات آخر، آن روزهای آخر، اگر انسان متوجه شود که دیگر خلاصه کار تمام است، دیگر پرونده دارد بسته میشود تازه میفهمد که قضیه چه خبر است و چقدر بین اشخاص فرق است!
مرحوم آقای بروجردی بسیار شخصیت باتقوایی بود، ایشان با سایر افراد فرق میکرد، تا حدودی مرد بیهوایی بود، مرد خوش نفسی بود، متدین بود، مرد با همّتی بود، مرد دیندوستی بود، حمیم بود؛ اینها از خصوصیات ایشان بود ها! مرحوم آقا میگفتند که من درس آقای بروجردی نرفتم، فقط دو جلسه رفتم یا یک هفته نمیدانم و وقتی که رفتم منزل ایشان برای خداحافظی به من گفتند: آقای سید محمّد حسین کجا میخواهی بروی؟

