کیفیت معاملۀ سالک با خدا
6من یک وقتی در سابق نگاه میکردم در نامههای مرحوم آقا یک نامهای در نامههای مرحوم آقا دیدم که ایشان وقتی که از نجف آمده بودند از آقای بروجردی یک استفتائی کرده بودند راجع به یک مسئله وقفی بوده ظاهراً، البته حالا خصوصیاتش را یادم نیست ولی راجع به فلان وقف که به این صورت تعلّق گرفته بود، نسبت به او چه حکمی میتوان کرد و ...، یک همچنین استفتائی بوده است.
پاسخی که ایشان در زیر نامه داده بودند این بوده که اوّلًا باید وقفنامه را دید و از خصوصیات آن مطّلع شد، با این توضیحی که جنابعالی دادهاید نمیتوان نسبت به این مسئله حکم کرد، بعد این را نوشتند: اینگونه مطالب با مراجعه به عرف مشخص میشود، تضییع وقت فقیه صحیح نیست!
وقتی که انسان نگاه کند میبیند که چطور یک شخص میآید در یک نامه اینطور میگوید، خب تضییع وقت فقیه یعنی چه؟ البته آن موقع مرحوم آقا سنشان حدود سی و دو سه سال، سی و سه چهار سال بود، «تضییع وقت فقیه» این را نشان میدهد که این شخص یک آدمی نبوده که بخواهد افراد را از اینطرف و آنطرف دور خودش جمع کند، حالا اگر کس دیگری بود اوه! اوه! چنان به به! بفرمایید آقا، لطف فرمودید، زحمت کشیدید و چه کردید! امّا ایشان با این عبارت نشان میدهد که این مرد یک آدم با واقعیتی بوده و خلاصه روی وقت خودش حساب و کتاب قائل بوده است، اهل فن کاملا به مطالب میرسند.
این مسئله بسیار مهم است که چطور انسان در آن موقع متوجه میشود کارهایش دیگر روی ترازو و روی سنجش آمده است، میبیند فایدهای ندارد. این فایده ندارد، آن فایده ندارد. این را میگویند عدل.
امام سجّاد علیهالسلام که به خداوند عرضه میدارد و أنا یا سیدی عائذ بفضلک یعنی این، یعنی خدایا من با عدلت نمیخواهم روبرو شوم، نسبت به من عدالت خودت را رعایت نکن، با فضل خودت با من برخورد کن، ما همیشه یواشکی ته دلمان میخواهد با عدل خدا برخورد کنیم. خدایا اینقدر ذکر گفتیم، اینقدر باید به ما درجه بدهی! این میشود چه؟ این میشود عدل، مگر اینطور نیست؟ هست دیگر! حالا به روی خودمان نیاوریم ولی در دلمان وقتی مراجعه کنیم میبینیم همین است، خدایا بلند شدیم دیشب نماز شب خواندیم این چه وضعش است؟ چه حسابی است؟ پس چرا امروز ورشکست شدیم، پس چرا امروز ضرر کردیم، نماز شب به ورشکست شدن چه کار دارد بابا! میخواستی حواست را جمع کنی چشمت را باز کنی، به نماز شب بیچاره چه ربطی دارد؟! این میشود عدل، نماز شب خواندی فردا باید سودش را ببری، این چیست؟ این عدل است، این عدل است دیگر، خدایا ما دیشب بلند شدیم یک ساعت در سحر ذکر گفتیم، قرآن خواندیم در آناءَ لیل ذکر گفتیم، چه کار کردیم، پس چرا فردا فلانی با ما قهر کرد؟ همه باید با ما آشتی کنند. این میشود عدل، دیشب قرآن خواندیم این شخص باید آشتی کند.

