اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت معاملۀ سالک با خدا

14016
سال 1435
نسخه عربی

کیفیت معاملۀ سالک با خدا

5
  • ایشان فرمودند: نه! نه! یعنی وقتی مراجعه می‌کردند می‌دیدند با اینکه ساختند، با اینکه اهتمام داشتند ولی نتوانسته آن نقطه خلأ را در نفس نسبت به موقعیت و نسبت به آینده پر کند، حالا چه بوده که ما نمی‌دانیم، بالأخره خود آن کسی که این کار را کرده بهتر می‌داند که در چه وضعیتی و در چه موقعیتی این عمل را انجام داده است، او خودش بهتر می‌داند.

  • گفتم: آقا شما این همه درس دادید، طلّاب تربیت کردید نمی‌دانم چه کردید، و افراد می‌آمدند.

  • ایشان گفتند: نه، باز نه! نمی‌توانم این را به عنوان توشه‌ای برای آن‌طرف تلقّی کنم، خلاصه ما هرچه می‌گفتیم، ایشان می‌گفت: نه، تا اینکه گفتم آقا مگر شما این روایت را قبول ندارید که مداد العلماء افضل من الدماء الشهداء1؟!

  • ایشان فرمودند: بله من این را قبول دارم که نوشته یک عالم از خون شهید بالاتر است، نوشته، مداد العلماء، تألیف عالم، نوشته عالم، مطالبی که او می‌نویسد. گفتند: بله، من این را قبول دارم و خودم هم جزو سلسله سند همین روایت هستم، خود من هم جزو همین سلسله سند هستم.

  • گفتم: خب! پس این کتاب جامع احادیث شیعه را که نوشتید و شروع به جمع‌آوری احادیث اهل بیت کردید، راجع به این دیگر چه اظهار نظر می‌کنید؟ می‌گفت: این را که گفتم ایشان رفت در فکر، دیگر نگفت: نه نه! و گفت: شاید! شاید خدا این را به فضل خودش از ما قبول کند و خوشحال شد.

  • این هم البته لطف خداست که در همان موقع به او یک جرقّه‌ای می‌اندازد و نمی‌خواهد مؤمن با حالت یأس و با حالت ناراحتی ... وگرنه آن مداد هم به خاطر توفیق خدا بوده، آن نوشته هم به خاطر عنایت او بوده است:

  • بی‌عنایات حق و خاصان حق***گر ملک باشد سیاه هستش ورق2
  • همه‌اش از ناحیه اوست، هم آن مدرسه ساختنش از ناحیه اوست، هم مسجد ساختن، هم درس دادن، هم محل رجوع بودن، همه‌اش از ناحیه اوست و خب این هم همین‌طور.

    1. ٢بحارالانوار، ج ٢، ص ١٤، ح ٢٦.
    2. مثنوى، دفتر اول