کیفیت معاملۀ سالک با خدا
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللّعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
وَانَا یا سَیدِى عَائِذٌ بِفَضْلِک هَارِبٌ مِنْک الَیک مُتْنَجِّزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ احْسَنَ بِک ظَنّاً
ای سید و مولای من، من به فضل تو پناهنده میشوم، فضل در مقابل عدل است، عدالت یعنی اعطاء هر حقّی به ذیحق به نحوی که نه نسبت به او کاستی به وجود بیاید و نه زیاده، این را میگویند عدالت، نه زیاده و نه کاستی، فرض کنید که یک شخصی برای انسان یک هدیهای میآورد که قیمتش صد تومان است، انسان هم وقتی که به منزل او میرود یک هدیهای ببرد که قیمتش صد تومان است، این میشود عدالت نه زیادتر و نه کمتر. یک جنسی قیمتش فرض کنید که صد تومان است انسان از یک شخصی میخرد و همان صد تومان را میپردازد، این عدالت است. نه زیاده داده است و نه کم، اگر کم بدهد خب در حقّ او جفا کرده و اگر زیاده بدهد بیش از توقّع او به او عنایت کرده است.
یا یک شخصی برای انسان کاری انجام میدهد این کار الآن در خارج قیمتش صد هزار تومان است، انسان همان صد هزار تومان را به او میدهد، این رعایت عدالت است، نه کم و نه زیاده؛ ولی یک وقتی به او نود هزار تومان میدهد این در حقّ او اجحاف کرده ظلم کرده، اگر صد و ده هزار تومان بدهد در حقّ او زیاده انجام داده است، این زیاده را میگویند فضل، پس فضل در نقطه عدالت است، عدالت یعنی اعطای حق بدون کم و زیاد. امیرالمؤمنین علیهالسلام هم در نهج البلاغه دعایی دارند که مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه این دعا را در قنوت میخواندند. دعایی که در نهج البلاغه است: اللَهمَّ إِنَّک آنَسُ الْآنِسِینَ لِأَوْلِیائِک وَ أَحْضَرُهُمْ بِالْکفَایةِ لِلْمُتَوَکلِینَ عَلَیک تُشَاهِدُهُمْ فِی سَرَائِرِهِمْ وَ تَطَّلِعُ عَلَیهِمْ فِی ضَمَائِرِهِمْ وَ تَعْلَمُ مَبْلَغَ بَصَائِرِهِمْ فَأَسْرَارُهُمْ لَک مَکشُوفَةٌ وَ قُلُوبُهُمْ إِلَیک مَلْهُوفَةٌ إِنْ أَوْحَشَتْهُمُ الْغُرْبَةُ آنَسَهُمْ ذِکرُک وَ إِنْ صُبَّتْ عَلَیهِمُ الْمَصَائِبُ لَجَئُوا إِلَى الِاسْتِجَارَةِ بِک عِلْماً بِأَنَّ أَزِمَّةَ الْأُمُورِ بِیدِک وَ مَصَادِرَهَا عَنْ قَضَائِک اللَهمَّ إِنْ فَهِهْتُ عَنْ مَسْأَلَتِی أَوْ عَمِیتُ عَنْ طِلْبَتِی فَدُلَّنِی عَلَى مَصَالِحِی وَ خُذْ بِقَلْبِی إِلَى مَرَاشِدِی فَلَیسَ ذَلِک بِنُکرٍ مِنْ هِدَایاتِک وَ لَا بِبِدْعٍ مِنْ کفَایاتِک اللَهمَّ احْمِلْنِی عَلَى عَفْوِک وَ لَا تَحْمِلْنِی عَلَى عَدْلِک1 خدایا با فضل خودت با من رفتار کن نه با عدلت، امیرالمؤمنین علیهالسلام با خدا شوخی ندارد، میگوید خدایا اگر بخواهی به عدل رفتار کنی آنوقت معلوم نیست چه خواهد شد؟
- نهج البلاغه خطبه ٢٢٧ ترجمه: بار خدايا، تو براى عاشقانت بهترين مونسى، و براى كفايت مهمّ آنان كه بر تو اعتماد نمايند از همه حاضرترى، آنان را در باطنشان مشاهده مىكنى، و به نهانهايشان آگاهى، و اندازه بيناييشان را مىدانى. بنا بر اين رازهايشان نزد تو معلوم است، و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود، و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مىدانند زمام همه امور به دست تو، و سر چشمه تمام كارها در كف با كفايت فرمان توست. الهى، اگر از بيان مسألتم عاجزم، يا از اينكه چه بخواهم سرگردانم، پس به آنچه مصلحت من است راهنماييم باش، و عنان دلم را به سوى آنچه خير من است بگردان، كه اين برنامهها از هدايتها و كفايتهاى تو بيگانه و عجيب نيست. بار خدايا، با عفوت با من معامله كن نه با عدالتت.

