کیفیت معاملۀ سالک با خدا
15صحبت در این است که انسان آیا میخواهد یا نمیخواهد، این اختیار است. اگر میخواهی، پیغمبر راهش را گذاشته است، ائمّه راهش را گذاشتهاند، بزرگان راه را گذاشتهاند. بسم اللَه در بیاور و راه هم هست، راه درآوردن هم هست، آدم هم میفهمد و هم میداند، درسش را هم خوانده ولی عمل نمیکند، مصیبت این است. {بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ}1 {وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ} 2
هر کسی خودش خوب میداند نقطه ضعفش کجاست. همین چند شب قبل صحبت میکردیم، وقتی که انسان میداند بین خود و بین رفیقش یک مسئله هست، وقتی که میداند این مسئله باید حل شود. هی بنشیند بنشیند نگاه کند که او بیاید حل کند، یعنی چه؟ یعنی این بتی که الآن من در دل دارم این بت را نمیخواهم بیرون کنم! مینشیند تا در میزنند، تلفن صدا میدهد، خبر میآورند که آقا فلانی میخواهد بیاید منزل شما ای داد بیداد فلانی بت را بیرون کرد تو نگه داشتی، چه کسی برد؟ او برد. حالا اگر یک موقعیت دیگر برای تو اتفاق بیفتد یک مسئله دیگر است، زود بجنب! وقتی الآن این مسئلهبرایت پیش آمده اصلًا در چه وقت بود صحبت میکردیم راجع به این مسئله که گاهی اوقات خدا خودش یک همچنین قضایایی به وجود میآورد، تا آدم میفهمد یک همچنین قضیهای دارد اتفاق میافتد، میگوید این مثل اینکه برای من است.
مرحوم آقا میفرمودند: وقتی که ما خدمت بزرگان بودیم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه این عین مطلب آقا بود ما فقط به دهن ایشان نگاه میکردیم، هر حرفی را حالا اگرچه خود ایشان هم اصلًا اهل این حرفها نبودند، این اشکالی که حالا ایشان دارد مطرح میکند، مرحوم آقای حدّاد بسیار بسیار لطیف یک مطلب را بیان میکردند، خیلی در کنایه، خیلی در اشاره و آدم باید شش دانگ حواسش جمع باشد تا ببیند که چه میخواهند بگویند، به کجا میخواهند بزنند، به کجا میخواهند اشاره داشته باشند.
- سورة القيامة، الآية 14.
- سورة القيامة، الآية 15.

