کیفیت معاملۀ سالک با خدا
14پیغمبر صلی اللَه علیه و آله نتوانست اینها را در بیاورد، نه اینکه نتوانست پیغمبر وظیفه خودش را انجام میدهد، و میگوید تو میتوانی بیرون بکشی، نگو نمیتوانم و بنشینی پایت را روی آن پایت بیندازی. راهش را نشان میدهد، موقعیت را نشان میدهد که میتوانی از این راه این بت را بیرون بکشی، میتوانی اینطور خودت را خلاص کنی، میتوانی اینطور خودت را راحت کنی، راه داده، هر چیزی راه دارد، اگر نتوانی خب پیغمبر صلی اللَه علیه و آله شریعتش برای همه نیست، شریعتش برای یک عدّه خاص است، در حالی که شریعتش برای همه است.
پیغمبر صلی اللَه علیه و آله وقتی که میرود در مکه و منزل همین ابوسفیان را که رأس فتنه است برای همه مشرکین مأمن قرار میدهد، یعنی چه؟ یعنی میگوید تو ابوسفیان با سلمان برای من فرق نمیکنی، تو هم بیایی همین سلمان میشوی، تو هم بیایی سلمان هستی، تو هم بیایی اباذر هستی، تو هم بیایی مقداد هستی، همین ابوسفیان مقداد است، بخواه! راهش را به تو نشان میدهم. یکی یکی آن بتها را درمیآوری. آن بتی که در دلت است را درمیآوری، قشنگ میشوی سلمان، بله میشوی سلمان. ولی او نه، او میگوید من میخواهم با همین بتها بمانم، با همین بتهای درونم خوش باشم. از همینهایی که در درونم هست لذت ببرم، با همینهایی که در درونم هست انس بگیرم، با همینهایی که در درونم هست روز را به شب برسانم، پیغمبر میگوید خب اگر میخواهی میل خودت است ما به تو گفتیم، ما به تو گفتیم که تو میتوانی سلمان شوی، میتوانی تو هم مقداد شوی، میتوانی تو هم عمار شوی، میتوانی.
از کجا معلوم که اینها اول خودشان یک ابوسفیان نبودند، از کجا؟ چه کسی گفته؟ آیا عمار از شکم مادر که به دنیا آمده بود ...، خب آن موقع یک نوع به اصطلاح عصمت که نمیشود گفت، یک طهارت ذاتی داشتند، حالا آیا اینها در دوران زندگیشان هیچ گناهی نکردند؟ اشتباه نکردند؟ آقا [گناه] کردند مثل بقیه افراد، حالا کم و زیاد دارد، بالأخره بالا و پایین دارد، یعنی در تمام مدت یک دفعه هم دروغ نگفتند؟! در تمام مدّت یک دفعه هم خلاف نکردند؟! خب اینطور که نبوده، آدم دروغ میگوید توبه میکند، خلاف میکند توبه میکند، پس خدا توبه را برای چه گذاشته؟

