کیفیت معاملۀ سالک با خدا
13کردی، از آن افاضات و از آن نفحاتی که حتی به بزرگترین ملائکه مقرّبت ندادی، بر جان و ضمیر ما داری میچشانی، در یک همچنین وضعیتی بلند شو برو سراغ ابوسفیان، از شهادتین بهاو بگو. به به! ابوسفیانی که هزار بت بیش از آنچه که بر بالای کعبه و اینها است در درون خودش نگه داشته است، ای کاش فقط این بتهای بیرون بود، ابوجهلی که بیش از ده برابر این بتهایی که در اینطرف و آنطرف گذاشتهاند در درون خود گذاشته است، حالا اینها را پیغمبر صلی اللَه علیه و آله چه کار کند؟ همه آن بتها را امیرالمؤمنین علیهالسلام زد و انداخت، آن بتی که در نفس است آن بتهایی که در نفس است، آن کبریاییتها، آن عنانیتها، آن ریاستها، آن تو و منیها، آن بزرگیها، آن مسائلی که هست پیغمبر صلی اللَه علیه و آله با اینها طرف است و گرنه آن بتی که آن بالاست خب میزند و میاندازد مثل حضرت ابراهیم که زد و انداخت، آن را میزنند و میاندازند تمام میشود دیگر. این تمام نمیشود و جنگ راه میاندازد، جنگ احد راه میاندازد همین بتی که در نفس است.
الآن دنیا را نگاه کنید جنگها، بیا و بروها، ریاستها، تو و منیها و در سر هم زدنها و نقشه کشیدنها، بدبخت دارد میخوابد نقشه فردا را میکشد این مال بتی است که درون انسان است، این بت درون است که دارد شیطنت میکند نمیگذارد که بخوابد، نقشه میکشد فردا بروم آن کار را کنم پسفردا این کار را بکنم، هان؟
پیغمبر صلی اللَه علیه و آله باید بیاید یکی یکی سراغ اینها و این بتها را از این نفس، از این شکمها یکی یکی بیرون بکشد، آن بتهای کعبه را که همه را یک روزه انداخت و تمام شد، حالا نوبت اینها است باید اینها را یکی یکی بیرون بکشد، حالا مگر درمیآید؟! مگر درمیآید! دم شتر به زمین میرسد این درنمیآید، بعد هم دیدید که جریان غدیر و فلان و بساطی که درآوردند، خب اینهایی که از همان اول جلساتی داشتند، بعد از جریان غدیر آمدند نقشه کشیدند و توطئه کردند. اینها همه چه بود؟ اینها همه در نفس بود.

