اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت معاملۀ سالک با خدا

14٬758
سال 1435

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ فضل در مقابل عدالت است، زیرا عدالت یعنی اعطاء هر حقّی به ذی‌حق، بدون کم و زیاد. امام سجاد می‌فرمایند: خدایا با فضلت با من رفتار کن. 2ـ امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: خدایا با فضلت با ما رفتار کن نه با عدلت، و مرحوم آقای حداد این دعا را در قنوت می‌خواندند: اللَهم احملنی علی عفوک و لاتحملنی علی عدلک. 3ـ مرحوم آیت اللَه بروجردی در لحظات آخر افسوس عمر رفته را می‌خوردند و امیدوار به فضل خدا بودند و به علامه طهرانی که عازم نجف بودند گفته بودند: سلام مرا به امیرالمؤمنین برسانید و بگویید دست ما را رها نکند. 4 نکته‌ای مهم در پاسخ مرحوم آیت اللَه بروجردی به استفتای مرحوم علامه طهرانی که تضییع وقت فقیه جایز نیست. 5ـ بعضی‌ها به واسطۀ انجام عبادات انتظار دارند تمام مشکلاتشان حل شود، در صورتی که این توقع از خدا با لحاظ جنبه عدالت، غلط است. 6ـ سلوک باید بر اساس فضل باشد نه سلوک عدالتی و این به بینش و موقعیّت ما برمی‌گردد. 7ـ تصور ما از نعمات اُخروی، مانند نعمت‌های دنیاست؛ در حالی‌که اگر افاضه‌های خاص ربانی به شخص افاضه شود تا آخر عمر به مظاهر و صاحبان جمال دنیا دل نمی‌بندد. 8ـ پیامبر اکرم در موقعیتی بود که حتی از نفس فرشتگان نیز ملول بودند لذا در غار حرا در آن مراتب خاص نمی‌توانست هم‌صحبت با ملائکه شود زیرا او را از مرتبۀ ذات تنازل می‌داد. 9ـ سختی و مشقت پیامبر این است که با این نوع افاضات ربانی باید با ابوجهل‌ها و ابوسفیان‌ها هم‌نشین شود و بت‌های نفس آنها را بیرون بکشد. 10 پیامبر راه را برای بیرون کشیدن بت‌های نفس به همه نشان می‌دهد و شخص باید خودش بت‌های نفس خویش را بیرون بریزد. منتهی کمتر کسی به این مهم عمل می‌کند. 11ـ مرحوم علامه طهرانی می‌فرمودند هر حرفی را آقای حداد می‌زدند ما این حرف را برای خود پیاده می‌کردیم؛ آدم زرنگ نباید منتظر تصریح بزرگان باشد. 12ـ عدالت و معاملۀ با خدا را باید کنار گذاشت و به همان نحوه‌ای که اهل بیت علیهم السلام دستور دادند و همیشه خود را در مقابل خدا صفر می‌دیدند عمل کرد.

کیفیت معاملۀ سالک با خدا

توضیحات:

شرح فقره وَ اَنَا يا سَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً 1ـ فضل در مقابل عدالت است، زیرا عدالت یعنی اعطاء هر حقّی به ذی‌حق، بدون کم و زیاد. امام سجاد می‌فرمایند: خدایا با فضلت با من رفتار کن. 2ـ امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: خدایا با فضلت با ما رفتار کن نه با عدلت، و مرحوم آقای حداد این دعا را در قنوت می‌خواندند: اللَهم احملنی علی عفوک و لاتحملنی علی عدلک. 3ـ مرحوم آیت اللَه بروجردی در لحظات آخر افسوس عمر رفته را می‌خوردند و امیدوار به فضل خدا بودند و به علامه طهرانی که عازم نجف بودند گفته بودند: سلام مرا به امیرالمؤمنین برسانید و بگویید دست ما را رها نکند. 4 نکته‌ای مهم در پاسخ مرحوم آیت اللَه بروجردی به استفتای مرحوم علامه طهرانی که تضییع وقت فقیه جایز نیست. 5ـ بعضی‌ها به واسطۀ انجام عبادات انتظار دارند تمام مشکلاتشان حل شود، در صورتی که این توقع از خدا با لحاظ جنبه عدالت، غلط است. 6ـ سلوک باید بر اساس فضل باشد نه سلوک عدالتی و این به بینش و موقعیّت ما برمی‌گردد. 7ـ تصور ما از نعمات اُخروی، مانند نعمت‌های دنیاست؛ در حالی‌که اگر افاضه‌های خاص ربانی به شخص افاضه شود تا آخر عمر به مظاهر و صاحبان جمال دنیا دل نمی‌بندد. 8ـ پیامبر اکرم در موقعیتی بود که حتی از نفس فرشتگان نیز ملول بودند لذا در غار حرا در آن مراتب خاص نمی‌توانست هم‌صحبت با ملائکه شود زیرا او را از مرتبۀ ذات تنازل می‌داد. 9ـ سختی و مشقت پیامبر این است که با این نوع افاضات ربانی باید با ابوجهل‌ها و ابوسفیان‌ها هم‌نشین شود و بت‌های نفس آنها را بیرون بکشد. 10 پیامبر راه را برای بیرون کشیدن بت‌های نفس به همه نشان می‌دهد و شخص باید خودش بت‌های نفس خویش را بیرون بریزد. منتهی کمتر کسی به این مهم عمل می‌کند. 11ـ مرحوم علامه طهرانی می‌فرمودند هر حرفی را آقای حداد می‌زدند ما این حرف را برای خود پیاده می‌کردیم؛ آدم زرنگ نباید منتظر تصریح بزرگان باشد. 12ـ عدالت و معاملۀ با خدا را باید کنار گذاشت و به همان نحوه‌ای که اهل بیت علیهم السلام دستور دادند و همیشه خود را در مقابل خدا صفر می‌دیدند عمل کرد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

کیفیت معاملۀ سالک با خدا

4
  • نجف‌

  • گفتند: چرا اینجا نمی‌مانی، چرا پیش ما نمی‌مانی؟

  • ایشان گفته بودند: من چاره‌ای جز رفتن ندارم، در یک وضعیتی هستم که باید به نجف بروم، چاره‌ای ندارم یک وضعیت خاصّی بود، مسائل و یک جریاناتی بود .

  • خیلی آقای بروجردی متأسّف شدند گفتند: ای کاش پیش ما می‌ماندی، و وقتی که خواستم بروم گفتند: سلام من را به امیرالمؤمنین علیه‌السلام برسان و بگو ما را رها نکنند که اگر رها کنند معلوم نیست که به چه وضع و به چه روزگاری خواهیم افتاد، ایشان همین‌طور شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن و می‌گفت: حتماً این پیغام من را به امیرالمؤمنین علیه‌السلام برسان و بگو من را رها نکند و بعد یک قرآن و یک عبا هم به ما دادند که خلاصه این قرآن را همیشه بخوان و این عبا را هم به دوشت بینداز، ایشان می‌گفتند: ما تشکر کردیم و ایشان تا پای در ما را هم بدرقه کردند. خیلی مرد بزرگی بود مرحوم آقای بروجردی خیلی بسیار بسیار، مرد بزرگی بود، دیگر کجا مثل اینها پیدا شده و خواهد شد، کجا پیدا شده.

  • مرحوم آقا شیخ اسماعیل ملایری می‌گفت: ما دیدیم ایشان خیلی عجیب متأثر و مضطرب است، روزهای آخر یا ساعات آخر است، دیگر وضعیت ایشان مشخّص بود، گفتم آقا چرا این‌قدر ناراحت هستید؟

  • ایشان فرمودند: خب مگر نمی‌بینی وضع من را، من دیگر دارم می‌روم.

  • گفتم: خب بله! موت که برای همه است.

  • گفتند: چیزی دستم نیست، چیزی دستم نیست که دارم می‌روم.

  • حالا نگاه بکنید یک مرد با این علمیتش، با این تقوایش، با این موقعیتش، با این کارهایی که انجام داده. خب ایشان یک مرجع بود و یک فردی بود که واقعاً اگر ما بخواهیم در این دهه‌های اخیر و سده‌های اخیر به کسی اشاره کنیم، نسبت به او خلاصه ایشان را می‌بایست ...، بسیار مرد بزرگی بود.

  • آن‌وقت می‌گوید رو کردم به ایشان، گفتم: آقا شما این همه زحمت کشیدید، این همه مدرسه ساختید، این همه حسینیه ساختید، این همه مسجد ساختید، چه در ایران و چه در خارج از ایران، حتّی در کشورهای غربی، در کشورهای اروپایی، امریکا و همین‌طور در عراق، در خود ایران، موسّسات، مساجد، حسینیه‌ها، مسافرخانه‌ها برای زوار یک مسافرخانه در سامرا، مثلا برای همین زوّاری که آنجا می‌روند که خود ما هم گاهی می‌رفتیم ساختید.

/ 380