حقیقت معنای فرار بهسوی خدا
3یكوقتی میگویند كه: شنیدیم فلان داروخانه در اینجا دارویی آورده و این هم یك مریض است و دارویش هم پیدا نمیشود، هر چه میگردد دوا پیدا نمیكند؛ در منزل گرفته نشسته یك مرتبه رفیقش تلفن میزند و میگوید: فلانی خبر داری داروخانه فلان جا كه من الآن بودم این دوا را داشت؟ میگوید: خُب چرا برای من نگرفتی؟ میگوید: من خیال كردم خودت گرفتی یا پیدا كردی و ... این دیگر معطل نمیشود فوراً لباسش را میپوشد و حركت میكند، یك ماشین میگیرد میگوید: آقا دههزار تومان هم به تو زیادتر میدهم زودتر من را به این داروخانه برسان؛ مبادا در همین مدت بیمار مشابهی بیاید و این دوا را بگیرد و این وقتی كه میرود [تمام كرده باشد]. خُب این عجلهاش از آن دوّمی هم بیشتر است، چرا؟ اینجا پای زندگی است، بیماری است، آن یك میوه نوبری بود حالا نخورد هم نخورد، بالاخره حالا امروز نه، هفته بعد میآید، پانزدهروز دیگر، بیستروز دیگر از نوبری میافتد و دیگر همه بقّالیها و میوهفروشیها دارند. امّا اگر این دارو را پیدا نكند میبیند، قرصش دارد تمام میشود، كپسولها دارد تمام میشود باید سریع پیدا كند وگرنه این كار دستش میدهد، بیماری كار دستش میدهد.
آن اشتیاقی كه دارد برای رفتن و حركت به آنجا، این یكخرده نزدیك است به یهرب؛ این میشود بگوییم كه: یهرب دارد صدق میكند، هرب دارد صدق میكند. به آن راننده میگوید: آقا! برو از چراغ قرمز هم رد شو برو پول پلیس را من میدهم، جریمهات كردند من میدهم، برو زود برس به آن دواخانه اگر گواهینامهات را هم گرفتند خلاصه من تلافی میكنم و جبران میكنم، من را برسان به آن داروخانه كه دارو از بین نرود. دنبال جانش است، مسأله مسأله جانش است، توجّه میكنید؟
این یكوقتی اینطور است، یكوقتی مسأله بالاتر از این حرفها هست، میگویند: آقا الآن فرض كنید كه شما فلان ناراحتی روده را پیدا كردهاید، تا دوساعت دیگر عمل نشوی میمیری، یا الآن فرض كنید كه آپاندیس شما فلان شده و آپاندیسیت شدید و ... تا یكساعت دیگر عمل نكنید احتمال تركیدگی است و احتمال وارد شدن عفونت در خون و مردن و هلاكت حتمی است! اینجا دیگر باز قضیه میبینید با آن اوّل دیگر فرق میكند، میگوید: آقای دكتر الآن هر چه میخواهی به تو میدهم همین الآن من را ببر اتاق عمل، همین الآن، حتّی نگذار به ثانیه بعد بیفتد. خُب هی آن خواست و مقصد و غرض و میل، هر چه در انسان اهمّیت بیشتری پیدا كند و فرصت كمتر برای تدارك در اختیار انسان باشد عجله انسان برای رسیدن به آن مطلوب و آن مقصود میبینید بیشتر است، این را دیگر میگویند: هرب، یعنی آن آخری را میگویند: هرب. آن وقتی كه دیگر حتّی یكثانیه نمیخواهد معطل كند، میبیند حتّی همان یكثانیهاش ممكن است كارساز باشد و ممكن است تاثیر داشته باشد. اتّفاق نمیافتد؟! آخ! چرا پنجدقیقه زودتر نیامدی، آخ! چرا دهدقیقه زودتر نیامدی، از این آخها در این بیمارستانها خیلی زیاد است، چرا دودقیقه زودتر نیامدی؟ چرا پنجدقیقه زودتر نیامدی؟

