اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای فرار به‌سوی خدا

14342
سال 1435

حقیقت معنای فرار به‌سوی خدا

13
  • ولی نقطه مقابلش هم همین است: اگر انسان احساس كند كه شخص در يك موقعيتى است، كه اين رفتن و اين التفات و اين تمايل نه تنها او را پايين نمى‌آورد و از آن حال و هوا در نمى‌آورد و از آن توهّمات و تخيّلات خارج نمى‌كند بلكه بر توهّمات او اضافه مى‌كند و استكبار او را بيشتر مى‌كند و انانيت او را افزون مى‌كند، و نفسانيت او را تشديد مى‌كند انسان نبايد برود. اينجا مسأله عزت مؤمن مطرح است. انسان باید بگوید كه: نه، انسان یك عملی را كه انجام می‌دهد كه در قبالش نتیجه‌ای داشته باشد، امر به معروف انسان می‌كند در جای خودش، نهی از منكر می‌كند در جای خودش، در جایی كه امر به معروف نتیجه ندارد ما دستور به امر به معروف نداریم، در جایی كه نهی از منكر نتیجه نداشته باشد ... نهی از منكر مراتبی دارد، جایی دارد، باید محیط، محیط مساعد باشد، كیفیتش كیفیت مساعدی باشد، شخص ناهی باید شخص بصیری باشد و اطّلاع داشته باشد هم بر كلّیات هم بر مصادیق، هم بر جزئیات. این همه مسائل را می‌بایست اطّلاع داشته باشد.

  • بزرگی و كوچكی و هم‌ترازی اینها معیار نیست، اینها یك مسائل اجتماعی است، مسائل متعارف و عرفی است، آنچه كه در پیشگاه الهی معیار است این است: اگر رفتن انسان، اقدام انسان، تمایل انسان، حركت انسان باعث بیرون آمدن او از گمراهی، باعث رفع كدورت، باعث رفع ظلمت، باعث رفع سوءتفاهم شود، اشكال ندارد؛ دیگر كوچك و بزرگی معنا ندارد، برای این منظور و برای این مقصود بچّه پنج‌ساله با پیرمرد نودساله در اینجا تفاوتی نمی‌كند، و اگر این رفتن و این اقدام، نه، باعث شود كه او بیشتر در انانیت فرو رود، در یك وضعیتی هست كه باعث انانیتش شود، باعث نفسانیتش شود، انسان به عكس نباید برود و چه بسا این رفتن‌ها موجب بیشتر فرو رفتن در باتلاق او خواهد شد، و بیشتر باعث شود كه او فرو برود، چطور اینكه شده است. و در این موارد انسان باید كناره‌گیری كند، و جلو نرود، كه بلكه به واسطه این كناره‌گیری شاید یك تنبه و تذكری برای شخص پیدا شود: چه خبر است؟ این خبرها نیست! چه خبر است خودت را گم كردی فكر كردی كی هستی؟! دو تا سلام به تو كردند خیال كردی: بله، من آنم كه رستم بُوَد ... نه آقا! تو یك آدمی معمولی هستی، خیلی هم از معمولی پایین‌تر، خودت را گم كردی. تو خیال می‌كنی این سلام‌وعلیك‌هایی كه تا حالا با تو می‌شده این به خاطر چشم و ابرو و گل‌جمال حضرت‌عالی بوده، نه آقاجان، تكلیفی بوده دوروزی بر عهده انسان، كه انسان در مقام ادای آن تكلیف بوده است، همین نه بیشتر، خودمان را گم نكنیم. وقتی قرار باشد تكلیف عوض شود آنچنان عوض خواهد شد كه انگار اصلا چیزی نبوده است.