اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای فرار به‌سوی خدا

14342
سال 1435

حقیقت معنای فرار به‌سوی خدا

15
  • يا من اليه يهرب الخائفون، خُب همین معناست دیگر، خائفون، به سوی او فرار می‌كنند، خائف از چه؟ خائف از چه فرار می‌كند به سوی او؟ چقدر این خوف در ما تبلور پیدا كرده است؟ و آیا ما به مرحله فرار رسیده‌ایم؟ آیا به این مسأله رسیدیم، و لازمه این مسأله چیست؟ اطّلاع و بصیرت است، كه انسان به موقعیت خودش اطّلاع داشته باشد.

  • خُب دیگر فرصت تمام شد و أن‌شاءاللَه كه به این مسأله برسیم كه تا اطّلاع نداشته باشیم تا بصیرت نداشته باشیم، تا مشرف نباشیم بر موقعیت خود این خوف حاصل نمی‌شود. اوّل باید اطّلاع باشد، اوّل باید انسان نسبت به خودش بصیرت داشته باشد، اوّل انسان نسبت به مآل باید بصیرت داشته باشد، كه چه خواهد شد، خودش كیست، چیست، چه موقعیتی دارد، چه ظرفیتی دارد، چه توانی دارد، طرف مقابل: خدای‌متعال، او چه قدرتی دارد، او چه كبریائیتی دارد، او چه عظمتی دارد، او چه كمالی دارد، او چه جمالی دارد، وقتی كه این‌طرف و آن‌طرف روشن شد آن موقع جرقه زده می‌شود، جرقه‌ای كه می‌زند به خرمن پنبه و تمام این پنبه را تبدیل به شعله آتش می‌كند و همه را می‌سوزاند و هیچ اثری باقی نمی‌گذارد از این خرمنی كه در اینجا وجود دارد از این پنبه‌هایی كه روی همدیگر انباشته شده و مسائلی كه برای انسان دست و پا گیر است.

  • إن‌شاءاللَه امیدواریم كه خداوند این معانی را به بركت این ماه مبارك در ما محقّق كند و خودش به ما فهم بدهد، شعور بدهد، درد بدهد، درد به ما بدهد، و تشنگی بدهد، عطش بدهد، وَله بدهد.

  • در مناجات شعبانیه أمیرالمؤمنین علیه‌السلام به پروردگار چه عرض می‌كند: وَ اجْعَلْ قَلْبِى بِحُبِّك مُتَيمًا؛ خدایا قلب من را واله و حیران خودت قرار بده، ما علاقه داریم، میل داریم، شوق داریم، خُب همین هستیم، علاقه داریم، بسیارخُب درست است، ولی همین هستیم، كسی كه علاقه دارد فقط همین علاقه دارد كسی كه بیشتر دارد همان را دارد، كسی كه ... أمیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌گوید: علاقه چیست، شوق چیست، میل چیست، اینها اصلًا در قاموس ما نیست‌ «وَ اجْعَلْ قَلْبِى بِحُبِّك مُتَيمًا»؛ قلب من را دیوانه‌وار حیران خودت قرار بده. متیم یعنی دیوانه، مَنگ، یعنی اصلًا به طور كلی شخصی كه به واسطه ورودِ واردات آن قدرت و استقلال خودش و ثبات خودش را از دست داده، متیم یعنی اصلًا حیران قرار بدهد.