ضمانت اولیای الهی به پیروان خود
6حالا این امام علیهالسلام در چه وضعیتی است كه دارد این نحوه بیان میكند؟ این نحوه تضرّع میكند، این تضرّع از چه واقعهای در درون قلب و نفس و ضمیر امام حكایت میكند؟ چطور یك همچنین مسئلهای برای او متصوّر است كه خود را به این كیفیت ...، این مطلبی است كه خب ما در احوال بزرگان هم میدیدیمها! این مسئله را مشاهده میكردیم، بله! یكی از اشتباهات و خطاهایی كه ما در دوران مرحوم آقا رضواناللَهعلیه در بین خیلی از رفقای ایشان مشاهده میكردیم این بود كه تصوّر اینها این بود كه دیگر این حضرت آقا كارش گذشته و مطلبش تمام شده و دیگر هر كاری بكند دیگر مطلبی نیست و در مقام منیع عزّ ربوبی مستقر و مستكین است و هیچ مشكلی دیگر نیست، دیگر همه بدبختیها برای ماست، همه بیچارگیها برای ماست، همه نمیدانم تلاش و فلان و مراقبه و فلان برای ماست، دیگر همه دربهدریها برای ماست.
یك همچنین تصوّری در بین همه بود، همه مگر گاهی معدود افرادی كه تا حدودی توجّهی پیدا كرده باشند همه خیال میكردند كه بله ایشان كه دیگر مطلبی ندارد، دیگر كارش گذشته و دیگر هر كاری بكند اشكالی ندارد و اصلًا یك همچنین چیزی نه تنها مطرح بود بلكه عدّهای بودند كه حتّی پا را هم از این فراتر گذاشته بودند و میگفتند: همین كه شما وارد این منزل شدی دیگر گارانتی شدی و دیگر تمام شد، تضمین شد، یا میگفتند: همین كه مُهر سلطان زیر پرونده و ورقهات برسد دیگر كارَت تمام است، عجب مهر سلطانی! توجه كردید؟!
خب اینها همهاش ناشی از عدم فهم مطلب است، ناشی از عدم درك صحیح راه است، اینها این فقرات دعای ابی حمزه را متوجّه نشدهاند كه اصلًا به طور كلّی آن كسی كه به مقام عزّ ربوبی معرفت پیدا كند و به حقیقت عنایت پروردگار و صفات او ادراك و اطلاع پیدا كند، در یك موقعیت و حالی است كه ما اگر در آن مجرا قرار نگیریم این مسئله را نمیفهمیم، ما كه الآن نشستهایم و به خیال خودمان راهی نرفتیم، كاری نكردیم، هنوز چقدر كار دارد چقدر راه دارد، چقدر فاصله دارد تا اینكه به آنجا برسیم خودمان همین هستیم دیگر؟ یا اینكه غیر از این است و مطلب را تمام شده میدانید؟ ظاهراً اگر یك خرده انصاف داشته باشیم، یك مقداری به خودمان نمره حالا بیست و سی نمیدهیم حالا فوقش بدهیم شانزده و هفده دیگر بیشتر دیگر یك مقداری، سه چهار نمره را نگه داریم برای مسائل بعد.

