ضمانت اولیای الهی به پیروان خود
13آنوقت این زمان میگذرد میگذرد میگذرد، الآن كه سالهای سال از آن قضیه گذشته من به همانهایی كه الآن در قید حیات هستند، بعضی از اینها فوت كردند و به رحمت خدا رفتند، نگاه میكنم تمام اینها در طول سیر زندگیشان همانگونه هستند كه آن هفت هشت نفر در همان زمان میآمدند، البته خب دیگران هم هر كدام به سهم خودشان، یعنی موقعیتشان، رتبهشان، حساب و كتابشان به همان كیفیت، آن شخصی كه آخر آخر میآمد همانی است كه الآن رها كرده و خوش است، یك نمازی میخواند دیگر نه اصلًا خبری نه چیزی نه صحبتی، آن یكی اینطور، آن یكی اینطور، بسته به همان حال و هوایی كه در همان موقع بود، خیلی عجیب است كه آن همت انسان، آن فكر انسان، آن بصیرت انسان، آن تیزی، آن حدّت، آن گرفتن مطلب، منظورم گرفتن مطلب در هر كسی، زندگی او را تعیین میكند در آینده تا آخر، آن كسی كه قبل از صبحانه میآمد خدا رحمتش كند به رحمت خدا رفت، همانمرحوم سید مرتضی رضوی بود از دوستان، او همان شخصی بود كه قبلش، قبل از اینكه درب باز شود، در خانه بود، منتهی در نمیزد كه یك وقتی مثلًا مزاحمتی چیزی نباشد، آن كسی كه بعد بود حالا یك شخصی بود اسم نمیآوریم، آن شخصی كه آخر میآمد حالا من بیست دقیقه پیش راه افتادم خیلی واقعاً زحمت كشیدید! خیلی! بیست دقیقه پیش كه دیگر صحبت ایشان هم تمام شده تازه از منزلش راه افتاده است، نمیدانم حالا بیاییم ببینیم، صفایی، یك قدمی بزنیم، یك تنفسی كنیم، ماشینی گیر بیاوریم، بعد رسیدیم به آنجا و مسئله تمام شد، این همان شخص بود. اتفاقاً چندی پیش بود من یكی دو سال پیش بود این شخص را در یك جا دیدم، دیدم كه اصلًا به طور كلّی در یك حال و هوای دیگر است، پس بیخود نبوده این هم درست است، قانون درست است، حساب و كتاب درست است، این همان شخصی بود كه آخر صحبت آقا هم نمیرسید، ببینید هر چیزی حساب دارد، بارها مرحوم آقا میفرمودند: هر قدر پول بدهی همانقدر آش میستونی، اصفهانیها! اینجا اصفهانی نداریم؟ هر قدر پول بدهی همانقدر آش میستونی و آن تشكیلدهنده حیات انسان است برای حركت به سمت مطالب.

