اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت غنیمت‌شمردن فرصت تکرار نشدنی ماه رمضان

14404
سال 1435
نسخه عربی

ضرورت غنیمت‌شمردن فرصت تکرار نشدنی ماه رمضان

6
  • بعد از آنجا رفتیم سر مزار جدّ خودمان حضرت‌زیدبن‌علی، وقتی وارد شدیم خنده‌ام گرفت، آن رفیقمان خدا حفظش كند گفت: چرا داری می‌خندی؟ گفتم: الآن زبان حال این جدم را به خودم می‌گویم، می‌گوید: مرتیكه تو برداشتی در كتابت من را رد كردی، حالا بلند شدی آمدی سر قبر من؟ عجب بچه ناخلف و بچه چموشی من دارم! گفتم: ببخش ما را دیگر ما جرأت و جسارت كردیم و دیگر عفو از بزرگان است و ... می‌خندیدیم و خلاصه ... بعد دیدم واقعاً مقام دارد یعنی حضرت‌زید و این مطالبی كه مرحوم‌آقا راجع به حضرت‌زید گفتند راجع به مقامات و ... خُب اینها همه به جای خود محفوظ، امّا علی‌كل‌حال‌ ايشان امام نبود و خطاهايى مرتكب شد، قيامش بدون اجازه امام بود. گفتم: ببین ما بچه ناخلفت هستیم، چموش هستیم، جفتك می‌اندازیم، لگد می‌اندازیم، هر چه بگویید هستیم ولی خلاصه شما با ما راه بیا، ما در مسائل واقعی و مسائل حقیقی كوتاه نمی‌آییم، یعنی در آنچه را كه مربوط به حیطه و شئون امامت است. خود شما هم الآن دیگر در آن دنیا كه رفتید دارید حرف‌های این بچه ناخلفت را، این بچه چموش را، می‌بینی كه خیلی هم بد و بیراه نگفته، خلاصه اگر چه جسارت كرده و تجری و اینها كرده ولی همچین حالا خیلی هم می‌توانیم [بگوییم بد نگفته.]

  • آنجا حقایق برای انسان روشن می‌شود، در آن عالم مسائل برای انسان روشن می‌شود، مسائل كشف می‌شود؛ خلاصه گفتم كه: خودت هم می‌دانی دیگر جدّ ما هستی و ما هم امید به شفاعتت داریم و ما را هم إن‌شاءاللَه شفاعت می‌كنی ولی این مقدار را دیگر باید شما به ما این اجازه را بدهی كه وقتی كه مسائل واقعی و مسائل حقیقی و قضیه امامت و شئون امامت و ولایت مطرح است دیگر ما در آنجا المأمور معذور آنجا عذر ما را می‌پذیری. خُب ایشان هم با بزرگواری خودشان می‌پذیرند و پذیرفتند.