دو حیثیت ربوبی و بندگی در امام و ولی الهی
17رسول خدا صلی اللَه علیه و آله در هر لحظه یک وجود جدیدی بر نفس او دارد تحقق پیدا میکند که این وجود با وجود مرتبۀ قبل تفاوت دارد، و تا خدا خدائی میکند، یعنی تا خدا که امد ندارد، نه ازلا و نه ابدا، ها؟ تا خدا، خدائی میکند این وجود همش در حال چیه؟ در حال گردش و در حال حرکت است، حالا میفهمیم چرا مرحوم آقا در این سالهای آخر توجهشان به حضرت ولی عصر علیه السلام این یک توجه خاصی بوده، آن در آن حالات خودش الان یک مسائلی را دارد مشاهده میکند، نیازش را به حضرت ولی عصر علیه السلام الان دارد تازه ارزیابی میکند، احتیاجش را الان دارد در آنجا...، آن احتیاجی که...، اصلا آن چیزهایی که ما نمیتوانیم بفهمیم، ما فقط یک حرکت ظاهری میبینیم.
من سابق وقتی شنیده بودم که مرحوم قاضی رضوان اللَه علیه خیلی در مطالبشان، در اینها خیلی توجه دارند، نصفههای شب، نیمههای شب، برایم خیلی عجیب بود، خب این اولیا و عرفا خب دیگر اینها مقام معرفت دارند دیگر، اگر اینها نداشته باشند پس کی دارد؟ خب کارشان تمام است، حالا ما بگوییم یک چیزی، خب ما چی میفهمیم؟ ما هرّ را از برّ تشخیص نمیدهیم حالا اومدیم داریم خیال میکنیم امامشناس هم شدیم.
اما اینها که دیگر خب...، من برایم جای تعجب بود که این...، بعد حالا اینطور به ذهنم [آمد]، حالا یک توهم و تخیل است نمیدانم، که اینها اصلا در آن مراتب به مسائلی رسیدند که اصلا ما فکرمان نمیتواند بفهمد، ما اصلا فکرمان نمیتواند درک بکند که این چه مقامی را الان دارد مشاهده میکند که به واسطۀ آن مقام، توجه به آن ذات اقدس، ولایت مقام ولایت، حضرت صاحب علیه السلام، دارد الان پیدا میکند، فقط ما التجاء میبینیم، همینطور که ما التجاء میکنیم که یابن الحسن عجل علی...، این هم دارد فرض بکنید که حالا به یک شکل دیگری، حالا به یک نحو دیگری، حالا یک خرده عمیقتر، یک خرده حالا لطیفتر، یک خرده چیز، اصلا ما نمیفهمیم که این الان در چه حالی دارد استغاثه میکند، ما نمیفهمیم، نمیفهمیم دیگر، خب نمیفهمیم، چون هر چی بخواهیم بررسی بکنیم میبینیم جور درنمیآید، به هر کیفیتی که میخواهیم وارد بشویم.

