دو حیثیت ربوبی و بندگی در امام و ولی الهی
11خب اینها مگر این کارها را انجام نمیدادند؟ بسیار خب، اما این کارها، از کجا دارد این قدرت میآید؟ این علم از کجا دارد میآید؟ این که دارد میگوید إِنَّ اَللّٰهَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴿البقرة، ٢٠﴾، از کجا دارد این مقام قدرت را نزول میدهد در عالم و میاندازد در کلۀ آنهایی که در آنجا هستند و تلفن میکنند آقا این...، از کجا این مسئله دارد سرچشمه میگیرد؟ از آنجا دارد سرچشمه میگیرد، این از خودش انجام نمیدهد، قدرت، قدرت این نیست، این یک پشه را هم نمیتواند از خودش دور کند، یک پشه را هم نمیتواند از خودش دور کند، حرفش این است، مکتبش این است، حرف حسابش اصلا این است، مانمیخواهیم...، ما میگوییم نه! قدرت تو است، تو دعا کردی تو، همان تو بودی دعا کردی، خدا را گذاشتیم کنار! او خدای مظلومِ بیچاره، گذاشتیم کنار نه، آقای حداد، آقای حداد دعا کرد حصر را برداشتند، آقای حداد دعا کرد رفع چیز کردند، چرا نمیگویی او کرده؟ و از این که ما مطلب را به این نسبت میدهیم خوشحال نمیشود ناراحت هم میشود، میگوید کی این کلۀ پوک تو چیز میفهمد؟! کی میفهمد که من نکردم؟ میفرمود، ما خودمان میشنیدیم ازشون، ما خودمان میشنیدیم، اینها را خودمان ازشون دیدیم.
کی این کلۀ پوک تو آدم میشود؟! کی ما هر چی میگوییم واقع میپندارد؟ یک وقتی، یک اجلی برای این قضیه...، ما نه، آقای حداد دعا کرد و چیز شد، تمام هنر آقای حداد این بود که به مقامی رسید که صفر شد، این هنر ایشان بود، تمام هنر امام سجاد علیه السلام این بود که آمد آمد آمد آمد رسید، صد و نود و نه و نود و هشت و نود و هفت و آمد پایین، نود و شش و پنج و چهار و هشتاد و هفتاد و چهل و سی، دوازده، هشت، هفت، شش و باز هم هنوز مانده، چهار و سه و دو و یک، نیم و صفر، حالا که صفر شد تمام عالم را میتواند عوض بکند، تمام خلائق را میتواند زیر و رو کند چون صفر شده، ما نه، ما وقتی که از شکم مادر متولد شدیم، خدا رحمت کند همۀ مادرهای ما را و پدرهای ما را، آنها وسیلۀ خیر شدند که ما در این دنیا بیاییم و بیفتیم به جون مردم دیگر، آنها وسیله بودند.

