اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دو حیثیت ربوبی و بندگی در امام و ولی الهی

14341
سال 1434

دو حیثیت ربوبی و بندگی در امام و ولی الهی

8
  • هیچ امیر المومنین علیه السلام می‌گفت به بقیه من دیگر کارم تمام است و من دیگر هر کاری...، بله در مقام امامت سلونی قبل ان تفقدونی فانی اعلم بطرق السماء من طرق الارض، از این حرفها زیاد می‌زد، من اینم، من اینم، من اول کسی هستم، من چه هستم، اینها همه در مقام عز ربوبی بود که در آن مرتبه آن حیثیت در آنجا جلوه می‌کرد، ولی وقتی که امام به خود توجه می‌کند و آن حیثیت ربوبی تبدیل به حیثیت عبودیت می‌شود تمام این مطالب در اینجا ظهور پیدا می‌کند، امام سجاد علیه السلام که الان این دعای ابی حمزه را می‌خواند در مقام عبودیت است، در مقام تذلل است، در مقام هیچ ندیدن خود است که دارد این مطالب را به خدا عرضه می‌کند، اینجا دیگر مقامی نیست که انسان بخواهد برای خدا افتخار کند، خدایا من امامم، من چیم، من یک همچنین قدرتی دارم، من شق القمر می‌کنم، من رد الشمس می‌‌‌کنم، خورشید را برمی‌گردانم، دیگر بالاتر از این چی می‌خواهی؟ خورشید را نگه داشت دیگر، همینطور نگه داشت! وایسا آقا! وایسا نمی‌خواهد بچرخی، بگذار نمازمان را بخوانیم بعد دوباره خودمان می‌چرخونیمت، نمی‌خواد بچرخی یعنی چی؟ یعنی الان هم من دارم تو را می‌گردانم! معنایش این است دیگر، الان که من دارم تو را نگه می‌دارم اگر می‌توانی خب بچرخ، اگر می‌توانی، قدرت دست خودت است خب بچرخ، خب چرا نمی‌چرخی؟ وقتی حضرت می‌زند ماه را دو نصف می‌کند یعنی منم الان نگهت داشتم، اگر نگه نداشتم، اگر نازی کند فرو ریزند قالبها، قالبها همه از بین...، اینی که الان ماه، ماه است، من نگهت داشتم بخواهم نصفت می‌کنم، دوباره بخواهم میچسبونمت، حرکتت وامی‌دارم، اینها همه دست من است. 

  • خب حالا بیاید به خدا بگوید خدایا من یک همچنین آدمی هستم، من یک همچنین کسی هستم، خدا می‌گوید اِ! پس در مقابل من هم قدرتی پیدا شد؟ در مقابل...؟ چند تا قدرت داریم در عالم؟ یکی قدرت منِ پروردگار و یک قدرتِ تویِ رسول اللَه؟ این نه! ما نداریم یک همچنین چیزی، یک قدرت بیشتر در عالم نیست، یک علم بیشتر در عالم نیست، یک حیات بیشتر در عالم نیست، یک جلال بیشتر در عالم نیست، و یک جمال بیشتر در عالم نیست، فقط یکی است و تویِ رسول اللَه و تویِ علی بن ابیطالب که امیر المومنین هستی همان جمال واحد، همان قهاریت واحد و همان علم و قدرت و شعور و حیات واحد است که در اینجا آمده، دو تا نشده، الان اینجا این یک دونه لیوان است و این هم یک دونه لیوان است، دو تا است، اینها دوتاست، این نیست، یکی است که آمده و این ظهور خارجی به این شکل پیدا کرده، این ظهور خارجی یعنی چی؟ یعنی من آمدم ظهور پیدا کردم، من آمدم به این شکل ظهور پیدا کردم، من آمدم به صورت آصف بر خیا ظهور پیدا کردم آن زمان نگه داشتم، من آدم به صورت علی ظهور پیدا کردم و رد الشمس کردم، من آمدم به صورت سلیمان آن کار را کردم، من آمدم به صورت موسی عصای چوب را تبدیل به اژدها کردم، من آمدم به صورت عیسی مرده را زنده کردم، من بودم، عیسی مرده زنده نکرد، عیسی بدون من مثل یکی از افراد مثل شماست، ما می‌توانیم الان زنده کنیم؟ ما می‌توانیم؟ نه بابا ما دستمان را هم نمی‌توانیم اینور کنیم، مثل یکی، هیچ تفاوتی ندارد، منتهی نیست ما چشممان بسته است نگاه به این قیافه می‌کنیم، این قیافۀ دو متری، یک متر و هشتاد و یک متر و هفتاد، که دارد اراده می‌کند و با این ارادۀ دست یک مرتبه می‌بینیم مرده زنده شد، می‌گوییم اوه اوه اوه این حضرت عیسی ببین ببین ببین، نگاه به آن پشت پرده نمی‌کنیم! نگاه به آن توربین که دارد می‌گردد و برق را در سد یا در نیروگاه دارد تولید می‌کند نمی‌کنیم، نگاه به این پنکه می‌کنیم، نگاه کن ببین پنکه دارد می‌چرخد و باد می‌دهد و باد خنک می‌دهد، اینی که دارد پنکه باد خنک می‌دهد می‌گوییم پس حتما یک الکتریسیته‌ای هست، یک نیروی برقی درش هست که دارد این کار را می‌کند، پریز را می‌کشیم می‌بینیم که وایستاد، ها این یک، دیگر نگاه نمی‌کنیم به اینکه آن توربین در نیروگاه الان دارد می‌چرخد، آن اگر نمی‌گردید که این الان بیچاره اینجا ایستاده بود، این که تولید گرما و سرما نمی‌کرد.