دو حیثیت ربوبی و بندگی در امام و ولی الهی
16امیر المومنین علیه السلام دیگر فیلم بازی نمیکند، امیر المومنین علیه السلام دیگر آن غشها و بیهوشیهای در نخلستانش که دیگر فیلم نیست، آنها هم فیلم است؟ اینکه فیلم نیست، تئاتر نیست، مناجاتهایی که دارد میکند امیر المومنین علیه السلام، دیگر آن مناجاتها که فیلم نیست خب داریم بابا میبینیم دیگر، خودمان هم داریم میبینیم ما هم در زمان حیاتمان میدیدیم، کیفیت التجاء را در همین سالهای آخر عمر مرحوم آقا، کیفیت التجائشان را به حضرت صاحب الزمان علیه السلام بنده در بعضی از موارد مشاهده میکردم که مو بر بدنم راست میشد!
گفتم عجب! پدر ما در اواخر عمر اینجوری دارد به حضرت صاحب علیه السلام التجاء میکند، یعنی تصویر ما چی بود؟ تصویرم این بود که بابا دیگر اینها کارشان گذشته و مسئله و فلان و دیگر کاری هم به امام زمان علیه السلام ندارند و دیگر خودشان...، تازه الان میفهمه امام زمان علیه السلام کی هست، تازه الان میفهمد این حجت کبری کی است، تازه الان میفهمد این ولیّ خدا کی است، این اولیای خدا، اینها مراتب فهمشان و مراتب علمشان یک دفعه نیست، اینها در خودِ مراتب، تازه در بقائی که پیدا میکنند نسبت به اطلاعشان بر آن مراتب وجود تازه کسب کمال میکنند، تازه در آنجا کسب کمال میکنند.
مگر ما راجع به رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله نداریم، اللَهم صل علی محمد و آل محمد و ارفع درجته، در تشهد، و ارفع درجته، درجۀ او را بالا ببر، یعنی الان بعد از هزار و چهارصد سال که از دنیا رفته که البته آنجا اصلا زمان معنا ندارد، ما تصوراتمان...، بعد از ١٤٠٠ سال میگوییم خدایا الان درجۀ او را بالا ببر، مگر پیغمبر صلی اللَه علیه و آله دیگر بالاتر از این چی دارد که دیگر درجهاش برود بالا؟ بابا رفت قاب قوسین و همه چی تمام شد دیگر.
نه!، عرض کردم خدمتتان شبهای قدر، آن اسماء کلیه، جمالیه و جلالیۀ پروردگار مگر آنها بیانتها است؟ مگر ذات الهی، وجود آن ذاتِ حق، مگر آن منتها دارد؟ رسول خدا صلی اللَه علیه و آله رفت و تمام زوایای خدا را همه را بررسی کرد و همه را خلاصه طول و عرضش و اینها را درآورد و دیگر تمام شد و پروندۀ خدا را بست، نه بابا اینطوری نیست.

