دو حیثیت ربوبی و بندگی در امام و ولی الهی
15خورشید که زیر ابر نمیماند، ماه که زیر ابر نمیماند، کتمان تا کی؟ بیچاره بدبخت کتمان تا کی؟ من این حرفها را برای تو میگویم که اگر روزنهای در آن دل سیاهت هنوز هست این روزنه به کار بیفتد، نمیخواهی؟ نخواه، اصراری نیست، مسئلهای نیست.
لَيْسَ عَلَيْكَ هُدٰاهُمْ وَ لٰكِنَّ اَللّٰهَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ ﴿البقرة، ٢٧٢﴾ در اون آیۀ قرآن مگر نمیفرماید؟ چیه آیه قرآن؟ تو نمیتوانی آن قلوب مرده را، مردگان را هدایت کنی، انک لا تحی الموتی، کسی را که مرده است نمیتوانی ای رسول خدا زنده کنی! این مرده است، قلبش مرده است، چقدر بهت بگویم؟! این ابوسفیان قلبش مرده، این منافق قلبش مرده، این زندیق قلبش مرده، آن کسی که این روایات را خوانده و این درسها را خوانده و عمامۀ اینقدری گذاشته روی سرش و ادعای مکتب آقا را میکند و پا روی حق میگذارد این قلبش مرده است، من چی بیایم بهت بگویم؟ چی بیایم بگویم؟
خب امام سجاد علیه السلام گارانتی خدا بهش نداده، گفته ما تو را به مقام امامت رساندیم، به مقام امامت رسیدن این نیست که گارانتی، دیگر کار تمام است، هر کاری...، نه، تازه امام سجاد علیه السلام مقام عز ربوبی را درک کرده، ها! حالا چه خبر است، حالا درک کرده که مقام عز ربوبی چیه، مقام غیرت ربوبی چیه، مقام استقلال و استغناء ربوبی چیه، مقام بینیازی و ناز ربوبی حالا چیه، حالا که فهمیده امام سجاد علیه السلام، حضرت میفرماید عظم یا سیدی املی، این آرزوی من در سرم زیاد است، یعنی چی؟ یعنی لقاء تو، و بسیار خب، این لقا پیدا شد ولی استمرارش از کجا؟ کی تضمین داده؟ کی به امام سجاد علیه السلام تضمین داده که این لقائی که الان پیدا شده دیگه استمرار داره؟ کی تضمین داده؟ ما خیال میکنیم! امام سجاد علیه السلام چیز دیگری میفهمد، امام سجاد علیه السلام...، این گریههایی که امیر المومنین علیه السلام دارد میکند در مسجد کوفه، عرض کردم فیلم بازی نمیکند، گریهها را ما این تئاترهایی که، سینما و فلان و این چیزها درست کردند، این گریهها و اینها، فیلم است.

