فلسفۀ دعا و شرایط استجابت
12حضرت گفتند: «به سراغ او برویم.» حضرت حرکت کردند، معاذ بن جبل و جماعتی از اصحاب هم آمدند، و همینطور پیاده آمدند تا بیرون مدینه به آن کوهی که معاذ نشان داد، رسیدند. حضرت با همۀ اصحاب بالا رفتند و جوان را دیدند؛ امّا چه جوانی! اصلاً مشابهتی با آن جوان سابق ندارد؛ آفتاب صورتش را سیاه کرده است، چشمهایش از شدّت گریه ورم و آماس کرده است، پوست بدنش تغییر کرده است، لاغر شده است، دستهای خود را به گردن بسته است و میگوید:
«إلَهی هذا عبدُکَ بُهلولٌ و بَینَ یَدَیکَ مَغلولٌ؛ خدایا! این بهلول یک آدم دیوانه و نا فهم است و خود را در بین دست قدرت تو زنجیرکرده است؛ هر کاری میخواهی با او بکن!»
دیدند که وحوش اطراف او جمع شدهاند و به حال او رقّت میکنند، مرغان میآیند و به حال او رقّت میکنند، حضرت خودشان آمدند و گفتند: «یا بُهلولُ أَبشِرْ! ای بهلول آفرین بر تو! آفرین بر تو! خوب عملی کردی و خوب تدارک کردی و آن ریشۀ گناه را از قلبت پاک کردی!»
خودشان رفتند و با دست شریف خود غُل را از گردنش باز کردند و دستور دادند اصحاب آب آوردند و صورتش را شستند و حضرت به او محبّت و مهربانی کردند و فرمودند: ﴿لِمِثۡلِ هَٰذَا فَلۡيَعۡمَلِ ٱلۡعَٰمِلُونَ﴾؛1 «توبهکنندگان باید اینطور توبه کنند و اینطور عمل کنند!» و این جوانی بود که آن روز که پیش من آمد سرا پای او آتش بود، ولی او با این گریهها و این مناجاتها و با این توبه، تدارک کرد و تمام آتش خود را از بین برد و تبدیل به رحمت کرد!»
آیه نازل شد: ﴿أُوْلَـٰٓئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَجَنَّـٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾؛2 «برای او مغفرت خدا است و خدای علیّ أعلیٰ بهشتهایی برای او مُعَدّ و مهیّا فرموده است که نهرهایی در زیر آن بهشتها جاری است.»3
حالا ما همه اجمالاً دارای گناه هستیم؛ کم و بیش و هر کس به اندازۀ خود! در این شب قدر، اوّلاً باید توبه کنیم تا گناهان پاک بشود، وقتی گناه پاک بشود مقدّرات عوض میشود؛ انسان اوّل باید آب لجن حوض را بکشد و بیرون بریزد تا آب تازه بهجای آن آب بریزد، اگر آب تازه هم روی آن آب لجن بریزند، فایده نمیکند! پس اوّل باید توبه کرد و اوّل باید طهارت کرد.
- سوره صافات (٣٧) آیه ٦١.
- سوره آل عمران (٣) آیه ١٣٦.
- تفسیر الصّافی، ج ١، ص ٣٨٢، به نقل از الأمالی، شیخ صدوق، ص ٤٢.

