فلسفۀ دعا و شرایط استجابت
11در روایت داریم که بدنش مثل یک استخوان شد، چشمها ورم و آماس کرده بود، آفتاب بدنش را سیاه کرده بود، آنقدر گریه میکرد که وحوش بیابان اطرافش جمع میشدند و مرغها بر او رقّت میکردند، دستهایش را هم با غُل به گردن میبست و خود را روی خاک میمالید [و میگفت]:
«خدایا، گناهی که کردهام از روی جهالت بوده است! کار زشتی بوده است، امّا حالا پشیمانم! سراغ پیغمبرت آمدم و پیغمبر رحمتت هم من را مأیوس کرد! کجا بروم؟ ای پروردگارم، سراغ تو آمدهام! گناه مرا میآمرزی یا نمیآمرزی؟!»
بعد از چهل شبانهروز که دعا میکرد، این دعا را کرد: «پروردگارا! اگرگناه من آمرزیده شده است، به پیغمبرت خبر بده تا به من اطّلاع بدهد؛ و اگر آمرزیده نشده است بدان که من طاقت عذاب قیامت را ندارم، آتشی بفرست تا همین الآن مرا محترق کند و از بین ببرد.»
بعد از چهل روز دعا کردن، جبرائیل بر پیغمبر نازل شد:
﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ ذَكَرُواْ ٱللَهَ فَٱسۡتَغۡفَرُواْ لِذُنُوبِهِمۡ وَمَن يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ إِلَّا ٱللَهُ وَلَمۡ يُصِرُّواْ عَلَىٰ مَا فَعَلُواْ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ * أُوْلَـٰٓئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَجَنَّـٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾؛1
«آن کسانی که فاحشه و کار بسیار زشتی انجام دادند، یا بر نفسهای خود ستم کردند و حالا یاد خدا میکنند و بر گناهشان میگریند و استغفار میکنند، و کیست غیر از خدا که گناهان را بیامرزد؟! و آنها دست از آن اعمال زشتشان برداشتهاند و توبه کردهاند، و اصرار بر عمل ندارند و فهمیدهاند که خطا کردهاند، خدا گناه آنها را آمرزید و وعدۀ بهشت داد، بهشتهایی که در زیر آن نهرهایی روان است! و أحسنت به این عملکنندگانی که پای راستین در مقام عمل و توبه قرار میدهند و دست برنمیدارند تا اینکه زنجیر رحمت پروردگار به حرکت بیفتد!»
پیغمبر اصحاب را خواستند و گفتند: «چه کسی از آن جوان خبر دارد؟»
مَعاذ بن جَبل خدمت حضرت آمد و گفت: «یا رسولاللَه! از آن روز تا بهحال، رفته است و میگویند که در فلان کوه بین دو سنگ مشغول عبادت است!»
- سوره آل عمران (٣) آیه ١٣٥ و ١٣٦.

