فلسفۀ دعا و شرایط استجابت
9اگر بگویند: «اینقدر معصیت کردی که معصیتهای تو دیگر قابل آمرزش نیست!» انسان باید جواب بدهد که چرا قابل آمرزش نیست؟ گناه بزرگتراست یا مغفرت پروردگار نسبت به این گناهانی که ما انجام دادهایم؟!
خلاصه، هر وسوسهای که شیطان بکند، انسان باید راهی در مقابلش پیدا کند؛ چون مخلوقِ خدا و معلّق بر خدا است و قیّومش خدا است. این بنده تمام بارها را بر ساحت مقدّس پروردگار میاندازد و او خودش بر عهده گرفته است که دعا را مستجاب کند. ولیکن اگر انسان را عقب زدند، نباید دست بردارد! باید محکم برود! اگر انسان را از این در رد میکنند، به درِ دیگر برود؛ از آن در ردّ میکنند، به درِ دیگر و... . انسان باید سراغ صاحبخانه برود؛ چون صاحبخانه یک نفر بیشتر نیست، دوتا صاحبخانه نیست و دوتا خانه هم نیست!
سعۀ عفو و رحمت الهی در حکایت پذیرش توبۀ نصوح جوان فاجر
در تفسیر صافی در ذیل آیۀ مبارکۀ: ﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ ذَكَرُواْ ٱللَهَ فَٱسۡتَغۡفَرُواْ لِذُنُوبِهِمۡ وَمَن يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ إِلَّا ٱللَهُ﴾1 وارد است:
مَعاذ بن جَبَل یک روز خدمت رسول اکرم در مسجد آمد و عرض کرد: یا رسولاللَه، جوانی دم در است که مانند ابر بهار گریه میکند و میخواهد
خدمت شما مشرّف بشود، اجازه میدهید که من او را خدمت شما بیاورم؟
حضرت فرمودند: «او را بیاور!» معاذ رفت و آن جوان را آورد.
حضرت دیدند حالش خیلی خیلی متغیّر است و همینطور دارد گریه میکند و با خود زمزمه و مناجات میکند! حضرت فرمودند: «وَیحَک! چرا حالت اینطور است؟ چرا اینقدر گریه میکنی؟!»
عرض کرد: «یا رسولاللَه! گناهان خیلی خیلی مهمی انجام دادهام و میدانم که خدای علیّ أعلیٰ مرا نمیآمرزد! و اگر به بعضی از آن گناهان بخواهد مرا بگیرد، کافی است که مرا در جهنّم بیندازد؛ و میبینم که بهزودی مرا خواهد گرفت!»
حضرت فرمودند: «گناه تو بزرگتر است یا کوهها؟» عرض کرد: «گناه من!»
حضرت فرمودند: «گناه تو بزرگتر است یا این زمین و بیابانها و درختها و دریاها؟» عرض کرد: «گناه من!»
- سوره آل عمران (٣) آیه ١٣٥.

