کیفیت وصول به آرزوی عظیم
3خدا با بندگانش اینطور نگاه نمیکند، نه! یکی است نگاههایش. تعجب نکنیدها! این حرفهایی که امشب ما داریم میزنیم...
خدا به همۀ بندگانش به یک چشم نگاه میکند، نظر خدا به همۀ بندگانش نظر، نظرِ ربوبیّت است، دوری و نزدیکی مربوط به ماست، نه مربوط به او. حجاب و بُعد و احساس نزدیکی و قرب، مربوط به ماست، نه مربوط به او، از ناحیۀ او هیچ نیست، از ناحیۀ او هیچ چیز نیست.
در این زمینه خب خیلی روایات داریم و شواهد هم بر این مسئله بسیار است. یکی از افراد [در زمان] [یکی از] انبیاء بنی اسرائیل فوت کرده بود فرد ناشایستی بود، همچین کارهایش کارهای درستی نبود، وقتی که رفتند تشییع کردند، این پیغمبر خدا نرفت به تشییع. خطاب آمد چرا بندۀ ما را تشییع نکردی؟ چرا تشییع نکردی؟
عرض کرد پروردگارا! این آدم آدم ناصالحی بود، ساء عملی! عملش عمل بدی بود.
گفت تو به عمل بدش چه کار داشتی؟ بندۀ ما بود یا نبود؟ بندۀ ما بود یا نبود؟
ببینید! دارد خدا تعلیم میدهد، تربیت میکند پیغمبرش را، که چرا این بندهای که این کارش خلاف بوده، تو از دلش چه خبر داشتی؟ آیا دلش هم مقابل ما بود، یا دلش در کنار ما بود، کارش خلاف بود؟ کدامیک از این دو؟
یک روز یک نفر آمده بود پیشِ... میآمد هر روز پیش رسول خدا، میدید پیغمبر را و بعد میرفت دنبال کارش. هر روز میآمد و یک نگاهی میکرد و خیلی هم نمینشست. از آن آدمهایی که بیایند و بچسبند و سه ساعت وقت آدم را بگیرند نبود. همین سلام علیکم یا رسول اللَه فدایت بشوم، خداحافظ، به بقیه برس! ما بیش از این مزاحم نمیشویم!
چقدر این آدمها خوبند! ما خیال میکنیم با هرکه بیشتر بودن، با هرچه بیشتر حرف زدن... طرف نشسته پیش مرحوم آقا، ساکت نشستهاند: آقا یک نصیحتی بفرمایید، استفاده کنیم! این اوقات از حضورتان بهرهمند بشویم، استفاده کنیم!

