اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت وصول به آرزوی عظیم

14134
سال 1434
نسخه عربی

کیفیت وصول به آرزوی عظیم

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • و صلَّی‌ اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبی‌القاسم مُحَمّدٍ

  • و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ

  •  

  •  

  • عَظُمَ یَا سَیِّدِی أَمَلِی وَ ساءَ عَمَلی فَأعْطِنِی مِن عَفْوِکَ بِمِقدَارِ أَمَلِی وَ لا تُؤاخِذْنِی بِأَسْوَءِ عَمَلِی؛فَإنَّ کَرَمَک یَجِلُّ عَنْ مُجازاتِ الْمُذنِبین وَ حِلْمَک یَکْبُرُ عَنْ مُکافاتِ المُقَصِّرین.1

  • بزرگ است ای سید و مولای من، خواست و تمنّای من، و ناپسند است کردار و تصرفات من، پس از عفو خودت به میزان آرزوی من به من ببخشای و مرا به کار زشت من مگیر، زیرا کرم تو اجل است از اینکه مذنبین را به مجازات برسانی و بردباری تو بالاتر است از اینکه مقصّرین را مکافات کنی.

  • دیشب خدمت رفقا عرض شد که امام سجّاد علیه السلام، آن برداشت و بینش خود را نسبت به مبدأ هستی و مبدأ وجود و ذات اقدس پروردگار، دارند به ما منتقل می‌کنند و به ما روح امید می‌دمند و روحیه می‌دهند و همّت و خواست ما را نسبت به سعادت و عاقبت خود، بالا می‌برند و می‌خواهند خلاصه ما را حرکت بدهند و از این تصورات و تخیلاتی که تا به حال نسبت به خداوند داشته‌ایم، بیرون بیاورند، از این توهمات خارج کنند ما را، زیرا خدا با کسی عقد خویشاوندی نبسته. همۀ بندگان در نزد او یکسانند و همۀ افراد در پیش او برابرند.

  • ما خیال می‌کنیم که خدا نسبت به بندگانش یک جور دیگر نگاه می‌کند، آن بندگان خالصش، آن صلحاء، آن اولیاء، یک قسم دیگر نگاه می‌کند ولی نسبت به ماها نه، همچین نظری ندارد، توجهی ندارد.

  • دیده‌اید ما وقتی داریم با یک فردی که به او احترام می‌گذاریم، پیش ما مهم است حرف می‌زنیم، یکی می‌آید می‌نشیند اصلا نگاهش نمی‌کنیم و اگر هم صحبتی می‌کند همینطوری یک نگاهی می‌کنیم و لبخندی و دوباره شروع می‌کنیم با آن فردی که مورد نظر هست، توجه کردن. چرا؟ چون شخصیت او در نزد ما مهم است، این شخصیتش خیلی اهمیت ندارد، به او توجه نمی‌کنیم.

    1. مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد (دعای ابوحمزه ثمالی) ج ٢، ص ٥٨٤.