کیفیت وصول به آرزوی عظیم
17ولی بعد که خراب کردند و این بنا... مرحوم آقا فرمودند این دیگر آن نیست! این دیگر آن نیست! آن چیز دیگری بود.
علی کل حال اینها را باید مردم متوجه بشوند. در این مسئله، افراد باید بدانند که کیفیت ارتباط چگونه است و به چه نحوه انسان باید این مسئله را در نظر بگیرد، به چه کیفیتی باید این قضیه و این مطلب را در نظر بیاورد. افرادی که به نحو عادی هستند، اینها در یک حال و هوای دیگری هستند، بهشان بگویی امروز بروی آنجا، همه راه میافتند میروند، اتوبوس میگیرند میآیند. بهشان بگویی اینجا فلان قضیه است، همه میآیند، بهشان بگویی فرض بکنید که در آنجا یک امامزادهای درست شده... اصلا کار ندارد به اینکه چه هست و که هست: حرکت کنیم برویم، دخیل ببندیم، پارچه ببندیم.
تمام اینهایی که دارند میآیند اینجا، میآیند شب چهارشنبه، روز چهارشنبه، میلاد ائمه و فلان و این حرفها، تمام اینها، آن امام زمانی که در دل دارند و به هوای او میآیند، او چه نوع امام زمانی است؟ آن چطور است؟ تا چه حد برای آن امام زمان حاضرند مایه بگذارند؟ بالاخره امام زمان که یک آدم عادی نیست، مثل افراد عادی که آقا سلام علیکم حال شما خوب است بفرمایید منزل یک چایی میل کنیم و فلان و بیاید و فردا و ارتباط و... نه! امام زمان میآید با آدم کار دارد! اینطور نیست که سلام علیکم!سلام و علیک به جای خودش، ولی بفرمایید کارتان داریم، بفرمایید صحبت داریم، بفرمایید با هم...
تا چه حد؟ تا چه قدر؟
یکی از شاگردان مرحوم آقای انصاری، بچهاش مریض میشود. میآید پیش مرحوم آقای انصاری، ایشان طبیب قدیمی هم خب بودند. دارو میدهند، و اصلا ارتباطی به این هم نداشته، بعد از چند روز هم بچه فوت میکند. اصلا کاری به این نداشته. مرحوم آقای انصاری را به دادگاه کشید این آقا! شاگرد سلوکی مرحوم آقای انصاری! توجه میکنید؟ که باعث کشته شدن این بچه ایشان بوده!

