کیفیت وصول به آرزوی عظیم
15این را میگویند حق، این را میگویند عدالت. امام سجّاد میفرماید خدا این است، آرزوی من این است، بزرگ است. من مثل افرادی نیستم که بیایم به قول مرحوم آقا سیاهی لشکر، نه! من دنبال دارم میکنم، شب و روزم دارد با این نیّتم میگذرد. اگر شب و روزم با این نیّتم نمیگذشت که من اینطور نبودم، من اینگونه نبودم.
یک وقت مرحوم آقا یک کلام خیلی عجیبی فرمودند، در یکی از صحبتهایشان بود، ظاهرا صحبتهایی بود... میفرمودند: در این دعای کمیل که میخوانیم که حضرت عرضه میدارد به خدا: هبنی أصبر علی حرّ نارک فکیف أصبر عن النظر الی کرامتک. خدایا گیرم که بتوانم بر آتش تو تحمل کنم، چگونه میتوانم در آن آتش فراقی که از بیاعتنایی و بیتوجهی توست نسبت به خود، بتوانم صبر کنم؟
بعد ایشان این را میفرمودند: شما خیال میکنید وقتی امیرالمؤمنین میفرماید هبنی صبرت علی حرّ نارک، وقتی که امیرالمؤمنین پایش را بگذارد در آتش، دیگر ناری میماند؟ دیگر ناری نیست! چون علی پایش را گذاشته! وقتی امیرالمؤمنین برود در جهنم، دیگر جهنم جهنم نیست، دیگر جهنم میشود جنتالذات، دیگر آتشی نیست، چرا؟ چون آتش که با ولایت جور درنمیآید، آتش که نمیآید ولایت را بسوزاند، امیرالمؤمنین که میخواهد پایش را بگذارد که دیگر جسم نیست، گوشت و استخوانش را نمیگذارد. امیرالمؤمنین با همین ولایت، با همان سیطرۀ ملکوتی میخواهد پایش را بگذارد، او هر کجا که پایش را بگذارد، فوران نور است، فوران رحمت است، فوران نعمت و فوران کرامت است. دیگر آنجا جهنمی نیست!
دیدم عجب واقعا چه معنای دقیق و معنای ظریفی ایشان در اینجا داشتند.
ما همینطوری میگوییم خدایا ما را به جهنم ببر، خدایا ما را جهنم ببر، ولی از نظرت محروم نکن... بابا چه؟! یک سوزن به تو برود دادت طاق را میآورد پایین! ما را به جهنم ببر ولی از نعمت دیدار خودت ما را محروم نکن. ما را محروم مکن، ما را محروم مکن! آن امیرالمؤمنین آن سوزِ فراق برایش به نحوی هست که میگوید هیچ آتشی نمیتواند پا به پای آن سوز فراق من بیاید. حالا ما نمیگوییم ما مثل اونها! آن که مربوط به آنهاست و کاری به ما ندارد، ولی حضرت سجاد میفرماید وقتی میگویی خدایا نیت و آرزوی من بزرگ است لا اقل این نیت را هم داشته باش حدّاقل، شوخی نگیر. خب اگر بخواهی شوخی بگیری خدا میگوید بین تو و بقیه چه فرقی است؟ تو همینقدر میگویی من یک نیتی دارم؟! قربان خالهام بروی! اگر خالهای داشته باشد خدا، خدا در جواب شما میگوید قربان خالهام بروی! خب این چه نیتی است که با کسی که این نیت را ندارد تفاوت نمیکند؟ با افراد عادی فرقی نمیکند، همان کارهایی که افراد عادی میکنند تو داری انجام میدهی. همان سهل انگاریها را تو داری انجام میدهی، برویم، نرویم، حالا شد، نشد، بالاخره میبینیم، بالاخره چه میکنیم... هان؟

