اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت وصول به آرزوی عظیم

14134
سال 1434

کیفیت وصول به آرزوی عظیم

12
  • یک روز به یکی از اینها برخورد کردم، مثلا حالا اهل فضلشان هم بود، گفتم آقای فلان، شما در فلان قضیه راجع به من این حرف را نزدی؟

  • ـ آقا بنده یادم نمی‌آید... خیلی عذر می‌خواهم.

  • گفتم یادت نمی‌آید؟ فکر کن ببین یادت می‌آید یا نه؟

  • گفت: آقا من هرچه فکر می‌کنم یادم نمی‌آید.

  • گفتم: پس برو قضیۀ شهادت امیرالمؤمنین با أنس‌بن‌مالک که آمدند در آن روز برای خلافت، برو آن روایت را بخوان، برو آن روایت را بخوان. تو یادت نمی‌آید؟! هان؟

  • این‌ها همان‌هایی بودند که می‌آمدند و می‌نشستند و ما گریه‌شان را می‌دیدیم دارند گریه می‌کنند. این گریه‌ها حالا دارد از کجا درمی‌اید؟ این گریه‌ها از روی حقیقت است یا از روی ظاهر است؟ از روی نما و ظهور این آقا، و آن ابّهت و جمال و جلال است؟ یا این گریه برخاسته از سوز دل است؟ از کدام است؟ از کدام است؟

  • امام سجّاد می‌خواهد بفرماید اگر قرار است که خدا دستت را بگیرد، در صورتی می‌گیرد که آن سوز دل را داشته باشی. اگر آن سوز را نداشته باشی، که آن سوز محرّک توست و موتور محرکۀ توست، آنوقت این شغلی می‌شود مانند بقیۀ شغل‌ها، و فنی می‌شود مانند همۀ فنون و اشتغالی می‌شود مانند همۀ اشتغال‌ها، این‌ هم یکی‌اش، این‌ هم یک جورش. تفاوتی ندارد، در این دنیا نفس باید یک جوری سرش را گرم کند، یک جور باید بین مردم خودش را جا کند، هان! شد، با درجه و تیمساری و کلاه و تب و توپ و از اینجور چیزها و بیا و برو و فلان، نشد، با عمامه و عبا و قبا و سر به زیر انداختن و همچین حالت تواضع... یک جوری باید افراد را به دور خودش جلب کند. یا برود در این فن، یا برود در این فن، همه‌اش برای این است که دور نفس قضیه دارد می‌گردد. همه‌اش برای این است که دور خود دارد می‌گردد. دور خود دارد می‌گردد.