اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت وصول به آرزوی عظیم

14134
سال 1434

کیفیت وصول به آرزوی عظیم

21
  • آن حالتان چقدر است؟ چقدر می‌توانید روی آن مسئله بایستید؟ چقدر می‌توانید لوازمش را متعهد و ملتزم بشوید. آن مسئله است، اگر دیدید نه، حالتان فرق می‌کند با سال گذشته، غیرتتان نسبت به راهتان بیشتر شده، علاقه‌تان نسبت به مقصدتان اضافه شده، الآن اگر بخواهند یک چیزی بگویند به این زودی نمی‌خواهید از دست بدهید، ولی سال گذشته شاید یکی باهاتان صحبت می‌کرد حالا بیا، یک خورده شاید رویش فکری می‌کردید ـ گرچه نمی‌رفتید ـ ولی بالاخره یک فکری می‌کردید: حالا ببینم و بعد...

  • ولی الآن دیگر اصلا به آن فکر نمی‌کنید، الان دیگر به آن می‌خندید، الآن اصلا تنفر... هان! این یک خورده یک تکانی خورده‌اید، این علامتش... ولی اگر دیدید نه! آن موقع همتتان بیشتر بود، آن موقع علاقه‌تان بیشتر بود.

  • الآن بیشتر نمی‌دانم به اینطرف و آنطرف برو و مسائل دنیا و اشتغالات و فلان و فکر دارد در این چیزها بیشتر دور می‌زند تا آن هدف.

  • وقتی انسان یک سفر برود، خودش را آزمایش نمی‌کند؟ یک چند روز از زن و بچه دور شود، چند روز از رفیق دور شود، چند روز از کسب و کار دور شود. آن سری‌های اوّلی که آدم برایشان دلتنگی می‌کند که‌ها هستند؟ همان‌ها که علاقه بهشان بیشتر دارد! آن سری‌های اول... بعد یک خورده بیشتر می‌گذرد، سفر می‌شود یک هفته، بعد می‌رود روی سری دوم! آن‌هایی که بعد از آن‌ها دوست دارد. بعد سفر می‌شود دو هفته، بعد می‌رود روی سری سوم، حالا رفیق و فلان و : آره! ـ هی یادش می‌کند ـ خوب بود این هم می‌دیدیم اینجا، خوب بود این هم با ما می‌آمد، یا اینکه ما برویم دوباره برگردیم رفیقمان...

  • یک سه چهار هفته که می‌گذرد، کم‌کم آن‌هایی که سری‌های بعد... هِی یکی یکی که می‌گذرد آن‌ها می‌آیند در جلو، تا افرادی که مثلا همسایه‌اش هست، ارتباط دارد، بعضی‌ها هم که انگار نه انگار. ارتباط دارد، ولی... نسبت به هدف و راهتان، آن را در کدام سری گذاشته‌اید؟ آن مقصدمان را در کدام‌یک از این سری‌ها گذاشته‌ایم؟ آن سری اول گذاشته‌ایم یا آن حالا... وقتی به همه رسیدیم، حالا آن هم بالاخره یک خدایی هم این وسط هست، یک عصر جمعه‌ای هم برویم، یک دعای سماتی هم بخوانیم، حالا شد ببینیم حال نداریم... دعوت می‌کنیم عمه و خاله و رفیق و فامیل زن و فامیل شوهر را در خانه، بر خلاف آنچه که مرحوم آقا گفته‌اند که ظهر جمعه کسی را دعوت نکنید، جایی نروید، مواظب باشید، استراحت بکنید که عصر بتوانید برسید، همه را دعوت می‌کنیم، بعد می‌آید: خب آقا ما فقط یک جمعه که بیشتر نداریم! یک جمعه داریم! آن هم باید به فامیل برسیم! خب برس! که می‌گوید نرسد! همۀ هفته را برسد، چرا فقط جمعه برسد؟