کیفیت وصول به آرزوی عظیم
20ـ آقا چرا نیامدید؟
ـ کار داشتم، بازار رفتم فلان کار را انجام دادم، گفتم میآیم متأسفانه نتوانستم.
ـ آقا تو چرا نیامدی در آن جلسه؟
ـ هرچه کردم نشد، آمدم بیایم، نمیدانم فلان و این حرفها...
مگر امام زمان فرق میکند؟ چیست؟ همه روی دل است، در دل خبری نیست. اینها همه احساس است. برویم خودمان را محک بزنیم، در تنهایی یک فرصتی پیدا کنیم بنشینیم فکر کنیم، هِی خودمان را ببریم جلو، ببریم جلو، ببینیم تا کجا؟ تا کجا میآییم جلو. میفهمیم، متوجه میشویم، یک کم دقت کنیم مسئله برای ما روشن میشود. توجه کردید؟ هست، نظیر این قضایا خیلی هست، خیلی مسائل... خدا به آدم نشان میدهد در این دنیا، جریاناتی که پیش میآید، مسائل اجتماعی، غیر اجتماعی، اینکه چطور مردم فریفتۀ ظواهر میشوند، گول ظاهر را میخورند، چطور افراد بر خلاف اعتقاد خودشان تحت تأثیر فضا و جو قرار میگیرند و دست به یک اقدام میزنند. اینها را همه را خدا به آدم نشان داده. پس بنابراین اینها همه برای آدم عبرت استها! دقت کنید.
امام علیه السلام میفرماید من که دارم اینها رابه خدا میگویم، خدا اینطور در وجود من است: عظم یا سیدی أملی! آرزوی من همراهم است، آرزوی من به تو رسیدن است، شوخی من نگرفتهام قضیه را. اینجاست که کلام مرحوم آقا رضوان اللَه علیه نمودار میشود که میفرمودند: برای اینکه بدانید چه مقدار راه رفتهاید، و میزانِ سیر و ترقّی و رشد را به دست بیاورید، نگاه نکنید به اینکه نماز شبتان کم شده، زیاد شده، قرآنتان کم و زیاد شده، نگاه کنید ببینید استقامتتان، تعلّقتان، پایداریتان نسبت به هدفتان چقدر پیشرفت کرده، آن را نگاه کنید. عشقتان و علاقهتان و محبتتان نسبت به آن مقصدی که دارید چقدر اضافه شده؟ چقدر بیشتر میتوانید مایه بگذارید، چقدر بیشتر میتوانید پای کار باشید، چقدر بیشتر میتوانید پایدار باشید؟ آن معیار برای حرکت شماست، نه اینکه نماز بیشتر بخوانید، نوار را هم بگذارید، تا شب برایتان میخواند. عبدالباسط میخواند، چه میخواند...

