کیفیت وصول به آرزوی عظیم
19آقا یک جمعیتی درست بشود که از جمکران تا نصفههای طهران و این جاده، این جمعیت باشد... همه بیاییم ببینیم!
خب، میآیند و حضرت را میبینند و همه هم چیز میکنند و حضرت هم به همهشان عنایتی میکند و حال شما خوب است وفلان و خب بفرمایید بروید دیگر. ما را که دیدید دیگر، بروید دیگر.
فردا بگوییم که حضرت باز همین جمکران میآیند. این جمعیت میشود چه؟ میشود نصف! حضرت میگوید من ظهور کردم دیگر! ظهور کردم دیگر! باز هم میآیند حضرت:
سلام علیکم!
ـ علیکم السلام و رحمة اللَه!
ـ یابن رسول اللَه خیلی مشتاق بودیم!
ـ خواهش میکنم، ارادت داریم! خداوند انشاءاللَه به شما توفیق بدهد، معرفتتان را بیشتر کند.انشاءاللَه خدا تأییدتان کند!
ـ خیلی مشتاق بودیم، چقدر بر سرمان زدیم، به سینهمان زدیم، بالاخره تشریف آوردید! حالا تشریف آوردید؟
ـ بله، تشریف آوردیم دیگر. خب بله بفرمایید چه میخواهید؟ تشریف آوردیم.
ـ یابن رسول اللَه من دیسک دارم!
ـ برو خب یک هفته استراحت کن خوب میشوی! یک کم هم کار کمتر بکن انشاءاللَه که خدا شفایت میدهد!
ـ یابن رسول اللَه ما قرض داریم!
ـ خب برو کمتر کن توقعت را، یک کم کارت را بیشتر کن، انشاءاللَه درست میشود!
ـ اِ! ما فکر میکردیم در جیب شما یک دسته چک است تا وقتی میآییم اینجا خلاصه همه را میآوری صاف میکنی...
ـ یابن رسول اللَه زن نداریم!
ـ خدا انشاءاللَه به تو زن میدهد!
ـ یابن رسول اللَه شوهر نداریم!
ـ خدا انشاءاللَه شوهر یکی، دو تا، خدا برایت انشاءاللَه فراهم کند.
چه میدانیم؟ میگویند در زمان ظهور حضرت بعضی احکام عوض میشود! ما منتظریم ببینیم آیا جزوش اینها هم هست یا نه!
خیلی خب، پس فردا هم حضرت تشریف میآورند و این جمعیت میشود فلان، یک هفته که میگذرد اگر دیدید ده نفر در جمکرانند! چه شد؟ رفتند! همه رفتند!
اینهایی که من خدمتتان عرض میکنمها، با چشم خودم دیدهام که دارم میگویم. آنهایی که در سرشان میزدند برای دیدن اولیای خدا، برای دیدن عرفا، همین که از مشهد میآمد آن ولیّ بزرگ، آن عارف کامل، بلند میشدند میآمدند برویم فرودگاه، استقبال کنیم، یک هفته دو هفته که میگذشت، خاموش (؟)

