ضرورت استقامت در مسیر و تداوم بر حال نیاز و طلب
8بابا آن گریهات چه بود، این خندهات چیست؟! اینها همه فیلم است! این هم خب یک جور فیلم است، سینما دیدهاید فیلم بازی میکنند، اینطور گریه میکنند اصلا معلوم نیست این گریه از کجا درمیآید، بعد از آن طرف میگیرد میخندد، از آن طرف به این اخم میکند، از آن طرف به آن تشر میزند... هِی چهره عوض میکند، دائم رنگ عوض میکند. امام چهره عوض نمیکند، در وجود خود احساس میکند این حقیقت را، این ظلم را در وجود خود میبیند و از وجود خود و از تهِ دل خود فریاد برمیدارد. ما همه فیلم بازی میکنیم، من خودم را میگویم و امثال من، همهمان مثل همیم. ما همه فیلم بازی میکنیم، تئاتر بازی میکنیم، سرمان را میاندازیم پایین یک قدری اینطور اینطور میکنیم اظهار ناراحتی... اینها همه فیلم است آقاجان! فقط آن کسی که حقیقت در وجود اوست، یک نفر است و آن هم غائب از انظار و ناپدید از منظر و مرئی و دیدگان ماست، همان او فقط.
یا وقتی که یک خوشی برای کسی حاصل میشود، امام علیه السلام آن خوشی را در وجود خود میبیند، آن مسرّت را در وجود خود میبیند و به جای او این خوشحال میشود! به جای او که این خوشحالی برایش حاصل شده، مسرت حاصل شده، انبساطی برای شخصی پیدا شده، این در وجود خود این انبساط را میبیند، از آن طرف هم بر همۀ ملک و ملکوت اشراف دارد، پس ببینید چه بر سر او میآید که به تعداد تمام خلائق دارد در وجود او تغییر و تحوّل هر لحظه دارد انجام میشود!
یک وقتی من کجا بود میگفتم؟ در کجا این قضیه را میگفتم؟ امشب هم خیلی حال نداریم! گفتم که حالا بیاییم علیاللَه پیش رفقا، انشاءاللَه با دم و نفسشان... دیگر میکشانیم مطلب را.
میگفتم که اگر شما یک فرزند داشته باشید آن فرزند شما مریض باشد، آن شب چه حالی پیدا میکنید؟ خوابتان میبرد؟ اگر یک کسالتی داشته باشد، بیماری داشته باشد، بر شما گران است، تحمل این قضیه گران است، شب خوابتان نمیبرد، در حالی که همسرتان میگیرد راحت میخوابد، ککش هم نمیگزد.

