ضرورت استقامت در مسیر و تداوم بر حال نیاز و طلب
6بعد فرمودند اینطور انسان عوض میشود! مگر کسی که متّصل به ولایت باشد، مستقیم! مستقیم!
خب دیگر بیش از این... بپردازیم به مسائل دیگر!
این قضیه، این مسئله... انسان باید مراقب باشد، بعد از ماه مبارک، این مسئله ادامه پیدا بکند، این حالی که عوض شده، دیگر نگوید آخ! ماه مبارک تمام شد و دیگر هرچه بخوریم و با هرکه حرف بزنیم و هرکاری بکنیم و دیگر تمام شد!
اثرش از بین میرود، نتیجه از بین میرود. بگذارد ادامه پیدا کند، همان سکوتی که در ماه مبارک یک قدری داشت، همان سکوت و آرامش را ادامه بدهد، همان عدم ارتباط... ارتباطی را که کم کرده بود، همان به همان کیفیّت ادامه بدهد. در کیفیت غذا و تقلیلی که ایجاد کرده بود، بگذارد همان مسئله یک قدری ادامه پیدا کند؛ حالا نمیگوییم روزه بگیرد، ولی آن... دیگر هرچیزی را که میبیند دیگر نخورد... یواش... یک قدری رعایت بیشتری بکند. نسبت به مطالب، نسبت به خطورات، نسبت به مطالبی که در ذهن میآید، به همان کیفیتی که در ماه مبارک عمل میکرد، بگذارد الآن یک مقداری این ادامه پیدا کند و این سیر خودش را به این نحوه و به این وضعیت، آن سیر خودش را ادامه بدهد.
به قول مرحوم آقا رضوان اللَه علیه: این میهمانی که در ماه مبارک در قلب او وارد شده، این میهمان را زود از خانۀ دل بیرون نکند، باز او را در این خانه نگهدارد، نگهدارد. خب، این ماه مبارک دیگر تمام شد، دیگر تمام شد و حسرت بر دل ما ماند که دست ما خالی و همینطور داریم این ماه را ترک میکنیم و جز اینکه دلمان به همین فقرات و همین مطالبی که در این چند لیالی خدمت رفقا و دوستان درد دل میکردیم و زمزمه میکردیم و خلاصه میگذراندیم! میگذراندیم.
به یکی میگفتم شما میدانید در ماه مبارک دلخوشی من...؟ دلخوشی من فقط به همین مجالس است که بلند شوم بیایم با همین رفیقها بنشینم، بخندم، شوخی کنم، دوتا کلمه بگویم، دو تا کلمه بشنوم... همین! ما دلخوشیمان همین است. از این دنیا، غیر از این هم دیگر نمیخواهیم. نشستن و چند صباحی را با رفیق و دوست گذراندن...

