اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت استقامت در مسیر و تداوم بر حال نیاز و طلب

14103
سال 1434
نسخه عربی

ضرورت استقامت در مسیر و تداوم بر حال نیاز و طلب

5
  • اِ! من که حرفی نزدم! خودت این حرف را می‌زدی! خودت یک ماه پیش این حرف را زدی چرا چهره‌ات قرمز شد؟ 

  • این درون دارد عوض می‌شود! و نمی‌فهمد که دارد عوض می‌شود؛ همه هم می‌گویند برای ما عوض نشده! این است! همه همین را می‌گویند. از هرکس بپرسی: نه آقا ما مواظبیم، ما مراقبیم، ما چه هستیم... مگر می‌شود؟!

  • مسکین نمی‌فهمد!

  • بعد یک مثال می‌زدند، می‌فرمودند: این ناخن که دارد می آید جلو شما می‌فهمید چقدر می‌آید جلو؟ نمی‌دانید دیگر! همین الآن که شما دارید به صحبت‌های من گوش می‌دهید، ناخن‌های دستتان دارد می‌آید جلو؛ ناخن‌های... نمی‌آید؟ یک‌شبه که نمی‌آید. اینطور نیست که شما الآن ناخنتان را می‌گیرید، یک دفعه سر هفته که می شود می‌بینید یک میل آمد جلو، نیم‌میل آمد جلو، دو هفته دیگر... مثل ساعت نیست که تقّی بیفتد اینطرف. همین الآن، در هر ثانیه این ناخن دارد همینطور می‌آید جلو و شما نمی‌فهمید. ما نمی‌فهمیم. فردا که می‌شود خیلی تشخیص نمی‌دهیم، دو روز دیگر، سه روز دیگر می‌بینیم: اِ! یک مقداری ناخن آمده جلو. کِی آمد جلو؟ در خواب آمد یا بیداری؟ در هر دو! این دارد وظیفه‌اش را انجام می‌دهد، دارد یواش یواش می‌آید جلو، به طوری که شما هرچه بخواهید فکر کنید نمی‌فهمید که این... حالا اگر بخواهید این ناخن را بگیرید یک خورده زودتر بیاید، می‌بینید آخ! درد گرفت!

  • سابق می‌گفتند در همان زمان‌های شاه و گذشته و این‌ها، افرادی را که می‌بردند در زندان، این ناخن‌هایشان را می‌گرفتند می‌کشیدند. یک همچنین چیزهایی ما می‌شنیدیم، نمی‌دانیمحالا چطور بوده و این‌ها... حالا راجع به آن موقع می‌گفتند دیگر؛ ما نمی‌دانیم. این را می‌گرفتند می‌کشیدند و ناخن را درمی‌آوردند. خب این ناخن که الآن دارد درمی‌آید و این هم دارد داد می‌زند: آخ‌آخ!

  • خب این یارو به او می‌گوید این ناخن که دارد هر لحظه دارد می‌آید جلو!

  • می‌گوید آن هر لحظه، ذره به ذره می‌آید، تو الآن داری یک دفعه می‌کشی‌اش. تو الآن داری آن را یک مرتبه می‌خواهی بکشی، لذا فریاد می‌رود بالا، درد می‌آید، خونریزی می‌کند، جراحت برمی‌دارد، اما همین ناخن، دارد همین گوشتی که به آن چسبیده است، این را دارد رد می‌کند، از اینجا که نمی‌روید، از پایین درمی‌آید، هان؟ یا از اینجا در می‌آید؟ از پایین است دیگر! این گوشتی که به این ناخن چسبیده و شما اگر بخواهید بکّنید، گوشت تکه می‌شود، خون‌ریزی می‌کند؛ دارد گوشت را هم رد می‌کند و شما هم نمی‌فهمیدتشخیص نمی‌دهید.