ضرورت استقامت در مسیر و تداوم بر حال نیاز و طلب
19بالاترین قدرت پروردگار که میتواند اِعمال کند این است. کرۀ ارض را خدا خلق کرد، به پای این قضیه یک ناخن گرفتن است، یک ناخن گرفتن!
کرۀ قمر، کهکشان، عوالم دیگر، تمام عوالم به پای این مسئله و ارادۀ پروردگار و این ظهور پروردگار، حکم ناخن گرفتن را دارد! شما ناخنتان را بگیرید!
یعنی امام سجاد در این فقرات آمده به آن بالاترین اِعمال قدرت خدا در مقام تکوین، آنجا را دست گذاشته، گفته خدایا آن را باید به من بدهی چون من میشناسمت که هستی! چون رحمتت را میدانم، چون عفوت را هم میدانم، چون بخششت را هم میدانم، چون بخشش بخشندگی، چون آن را هم میدانم، چون اینها را میدانم، من دیگر کوتاه نمیآیم خدایا! برای چه کوتاه بیایم؟ وقتی که من میدانم یک همچنین خدایی دارم، کوتاه آمدن من آیا اهانت به تو نیست؟ اهانت است دیگر! وقتی خدا میگوید من یک همچنین قدرتی دارم، بگوییم: نه خدایا تو یک همچنین قدرتی نداری! نه! ما یک خورده دست پایین را میگیریم که بتوانی انجام بدهی. خیلی آقا ما از شما طلب نمیکنیم! همین دست پایین را ما چیز میکنیم!
هان؟ این اهانت نیست؟ پس حضرت سجّاد دارد میگوید که ای بشر! وقتی داری با خدا حرف میزنی اینطور حرف بزن! اینطور حرف بزن ای سالک! وقتی مقابل خدا ایستادهای اینطور تقاضا کن. ای کسی که داری راه خدا را میروی، وقتی داری با خدا مناجات میکنی درست مناجات کن، رعایت ادب کن! رعایت ادب این نیست که بگویی خدایا من از تو نمیخواهم؛ این کمال بیادبی است! این کمال بیادبی است که دارد میگوید. البته آن بحثهای دیگری که مولانا دارد که نمیدانم دعا و اینها نباید بکنیم، آن بحثهای دیگر استها، فعلا ما در آن مقام نیستیم:
گروهی میشناسم زاولیا *** که دهانشان بسته باشد از دعا آنها یک مطالب دیگر است، آن هم در همین راستاست، نه اینکه جدای از این قضیه؛ آن به یک مرتبهای رسیده که خدا را دارد، و نمیتواند؛ چون خدا را دارد نمیتواند غیر خدا را بگوید، چه بگوید؟ چه بگوید؟ خدا میگوید از من چه میخواهی؟ من که در بغلت هستم! دیگر چه میخواهی؟

