هدف و غایت از سلوک
8این مسئله همین است. ما در زمان مرحوم آقا طلبکار بودیم! با ولیّ خدا طلبکارانه برخورد میکردیم.
ـ آقا ما این کار را کردیم، پس چه شد؟ آقا آن کار را کردیم، پس چه شد؟
حالا خیلیها بودند، بعضیها بودند که مسائل مادی مدّ نظرشان نبود، ولی حدّاقل مسائل معنوی را هم طلبکارانه برخورد میکردند، نه نیازمندانه. نازمندانه میخواستند، نه نیازمندانه. این «ی»اش افتاده بود. این «ی» میافتد. عوضی گرفته بودند، جا عوضی شده بود. شنبه یکشنبه از جایش عوض شده بود.
ـ آقا ما دو سال است خدمتتان هستیم، سه سال است خدمتتان هستیم، پنج سال است خدمتتان هستیم، خب الآن چیزی مشاهده نمیکنیم!
مگر ایشان از همان روز اول نگفتند که کسی که میآید اینجا نباید دنبال مشاهده باشد؟ خب خودشان گفتند. خب دستت را که نبستند بیاورند اینجا، از اول گفتند آقا اینجا مقرّرات و قوانینش این است کسی که میآید اینجا اولاً باید به دنبال خدا باشد، مسائل و مظاهر و خصوصیات و مشاهدات، مکاشفات، مسائل غیر عادی اینجا فاتحه، اینجا خبری نیست، اینها جاهای دیگر. إخبار از مغیبات، اخبار از نفوس، چرا بودند افرادی در قم و غیر قم، اینطرف و آنطرف: آقا شما یک همچنین کاری کردید...فلان کردید، بعضیها اینطوری میکنند، میآیند یکی یکی یک چیزهایی میگویند در حد عالم مثال.
دروغ، غلط، راست، درست... و بالاخره متاعی هست که میگسترانند و مشتری و خریداری را هم بر اساس آن میطلبند. خب هستند، اینها همه جا هستند.
ولی وقتیکسی که آییننامۀ خودش را این قسم اعلام میکند که آقا اینجا از اینها خبری نیست، خب اول خودت را درست کن، تصحیح کن بعد بیا، دیگر به چه نیت میآیی؟ به نیت علم غیب میآیی، آقا خبری از علم غیب نیست. به نیت طیالارض میآیی، خبری از طیالارض نیست، به نیت مکاشفه میآیی، اینجا خبری نیست. رسید رسید، نرسید نرسید یک مطلب دیگر است. یک مطلب دیگر است. خدا رحمت کند یک شخصی، حالا دیگر زیاد خصوصیات وارد نمیشوم. این بندۀ خدا در اواخر عمر مرا خواسته بود، حالا به رحمت خدا رفته. رفتم پیشش، مریض احوال بود، از این مسائل داشت، از این قضایا، میدانم مطالبی داشت، خودش هم گاهی اظهار میکرد، گاهی بروز میداد، اعمال میکرد.

